تا تو چنين مذهب نهى ، و خلق را به بدعت خوانى . پس فرمود تا وى را مثله كردند و [ شكمش بشكافتند ] و در شكمش نهادند .
و در ايام او سنهء سبع و مائه ( 107 ) ابو ايوب سليمان بن سيار غلام ميمونه حرم مصطفى صلى اللّه عليه و سلم برادر عطاء بن يسار ، و او هفتاد و سه ساله بود ، به مدينه وفات يافت و گويند در سنهء مائه نماند ، و در سنهء ثمان و مائه ( 108 ) قاسم بن محمد ابن ابوبكر « 1 » الصديق وفات يافت [ 58 - ر ] و در سنهء عشر و مائه ( 110 ) شيخ المشايخ ابو سعيد حسن بن ابى الحسن يسار البصرى وفات يافت و او هشتاد و نه ساله بود و گويند صد و يك ساله بود .
آوردهاند كه چون او در وجود آمد ، او را پيش عمر بن الخطاب آوردند .
فرمود كه او را حسن نام كنيد . و ام سلمه حرم مصطفى صلى اللّه عليه و آله او را پرورد ، و گويند از كوزهء مصطفى صلى اللّه عليه و آله در طفلى آب خورد . رسول عليه السلام پرسيد كه از اين كوزه كه آب خورد ؟ گفتند : حسن . فرمود كه علم من به دو سرايت كند . صد و سى صحابه را دريافت [ هفتاد ] بدرى [ را ] . و او را ارادت به امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه بود و گويند به حسن على رضى اللّه عنهما .
بزرگى گفت : جماعتى با حسن به حج مىرفتيم « 2 » در باديه تشنه شديم ، به چاهى رسيديم كه دلو نداشت ، فرو مانديم . حسن گفت : چون من در نماز شوم ، شما آب خوريد . چون در نماز شد آب بر سر چاه آمد . بخورديم و طهارت ساختيم . درويشى پنهان مطهره پر كرد ، در حال آب به قرار خود شد ، گفت : خداى را استوار نداشتند تا آب چاه فروشد . پس از آنجا برفتيم . حسن در راه خرما يافت ، بر ما قسمت كرد ، دانهء زرين داشت ، به مدينه برديم و از آن طعام خريديم و صدقه داديم .
و محمد بن سيرين به صد روز بعد از حسن وفات يافت و او هشتاد و يك ساله بود ، و او را چهار برادر بود : معيد ، يحيى ، خالد ، انس بن سيرين مولى انس بن مالك رضى اللّه عنه ، و الخمسة قد رووا الحديث و السنن و نقلت عنهم .
و در سنهء سبع عشر و مائه ( 117 ) على بن عبد اللّه بن عباس كه او را سجاد گفتندى از آنكه در هر شبانروزى هزار ركعت نماز بگزاردى ، كنيتش ابو محمد
هامش
( 1 ) - با : ابى بكر .
( 2 ) - م : مىرفتند ، با : مىرفتم . متن تصحيح قياسى است .