نشست . چون وليد ظالم بود ، در ايام او باران كمتر باريد و قحطى عظيم شد ، چون نوبت به سليمان رسيد و به عدل و داد مشغول شد ، حق تعالى در زمان او باران فرستاد و در عالم نعمت فراخ شد ، بدان سبب او را مفتاح الجنة لقب نهادند . مادرش وليده دختر عباس بود و دبيرش ليث بن ابى رقيه و حاجبش عبيده غلام او و نقش خاتمش « آمنت باللّه حسبى اللّه و نعم الوكيل » « 1 » . روز آدينه دهم و گويند هشتم ماه صفر سنهء تسع و تسعين ( 99 ) به مرج دابق « 2 » از اعمال دمشق نماند و او سى و نه ساله بود . و مدت امارت او دو سال و هشت ماه و پنج روز و گويند دو سال و نه ماه و هجده روز بود .
عمر بن عبد العزيز بن مروان الحكم -
مادرش ام عاصم بود از اولاد عمر بن - الخطاب ، و دبير او سليمان بن نعيم بود و حاجبش مزاحم غلام او و نقش خاتمش « يؤمن باللّه » . بعد از خلفاى راشدين چون او خليفه به علم و عدل و ديانت و زهد و تقوى نبوده است . محب على و اهل بيت نبى بود . دفع لعنت از امير المؤمنين او كرد ، فرمود تا به عوض [ لعنت ] خطبه به اين آيت كردند : « ان اللّه يأمر بالعدل و الاحسان ايتاء و ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى يعظكم لعلكم تذكرون » « 3 » و او را پسرى بود عبد اللّه نام ، امير آذربايجان بود .
عمر چون خليفه شد عمّال متقدّم را كه به دراز دستى معروف بودند معزول كرد و عامر شعبى را حكومت كوفه داد و حوالت « 4 » كار خلق به وى كرد . از روم خبر آوردند كه آنجا قحطى عظيم است ، پنج هزار شتر بار « 5 » غله از شام به روم فرستاد و به سليمه « 6 » گفت : به درويشان صرف كن و بازگرد . در عهد او خبر آمد كه بيست هزار سوار از دشت قبچاق به آذربايجان بيرون آمدند ، روى به خراباتى نهاده . حاتم ربيعى را فرمود كه [ با ] چهار هزار مرد [ به جنگ وى رود . گفت : چهار هزار مرد ] « 7 » با بيست هزار چگونه حرب كند ؟ گفت : يا حاتم ، قصاب از بسيارى گوسفندان حساب ندارد ، چون پادشاه عادل
هامش
( 1 ) - يعنى به خدا ايمان آوردم ، خداى مرا بسنده است و چه نيك كارران و نگهبان است .
( 2 ) - م و با : مرج وابق .
( 3 ) - يعنى خداوند شما را به داد و نيكوكارى و بخشيدن مال به نزديكان و خويشان فرمان مىدهد و از كار زشت و بد و نيز از ستم باز مىدارد ، شما را پند مىدهد تا شايد پند بگيريد ( قرآن ، سورهء 12 « نحل » آيهء 90 ) .
( 4 ) - م : حكومت .
( 5 ) - با : شتروار .
( 6 ) - با : مسلمه .
( 7 ) - به قياس افزوده شد .