و در سنهء خمس و سبعين ( 75 ) ابو نجح العرناص بن سادية السلمى از اهل صفه ساكن شام بود نماند و در سنهء اربع و سبعين سلمة بن الاكوع السلمى ، و او هشتاد ساله بود ، نماند و هشتاد و هفت « 1 » حديث روايت كرد . و او را سه پسر بود : عبد الرحمن ، سعيد ، بشير « 2 » . و عبد الرحمن را كنيت ابا محمد بود ، در سنهء اثنى عشر و مائه ( 112 ) در مدينه وفات يافت . و ابو عبد اللّه رافع بن خديج و او هشتاد ساله بود نماند و هفتاد و هشت حديث روايت كرد ؛ و عبد الملك ، حجاج بن يوسف را فرستاد تا با عبد اللّه بن الزبير محاربه كرد و او را بگرفت و بردار كرد ، روز سهشنبه چهاردهم جمادى الاول سنهء ثلث و سبعين .
بعد از آن حجاج را به عراق فرستاد و برادرش محمد را به فارس . و شهر شيراز او عمارت كرد در سنهء اربع و سبعين ( 74 ) ، و پسرش مسلمه را به روم فرستاد تا قسطنطينيه را فتح كرد و موسى بن نصير را به بلاد مغرب فرستاد تا شهر اندلس بگرفت و آنجا مقيم شد . و در ايام او [ ابو العباس رضى اللّه عنه در طايف وفات يافت و او هفتاد ساله بود ، و واقدى گويد : هفتاد و دو ساله بود و نابينا گشته ، محمد حنفيه بر وى نماز كرد . و ] در سنهء ست و ستين ( 66 ) حارث الاعور صاحب على عليه السلام وفات يافت . و در سنهء سبعين ( 70 ) عمر بن سعيد بن العاص را بكشت .
ابو مسلم نجفى گويد : ديدم روزى در كوفه در سرايى كه آن را دارالاماره گفتندى ، سر حسين بن على را در طشتى پيش عبيد اللّه « 3 » بن زياد نهاده ، بعد از آن ديدم سر عبيد اللّه « 3 » بن زياد در طشتى هم در آن موضع پيش مختار نهاده ، بعد از آن ديدم سر مختار را هم در آن موضع پيش مصعب نهاده ، و بعد از آن ديدم سر مصعب را هم در آن موضع پيش عبد الملك نهاده . با وى حكايت كردم . عبد الملك بترسيد و فرمود تا آن قصر را خراب كردند .
و نخعى [ 55 - پ ] در زمان او در سنهء ثمان و سبعين ( 78 ) به مدينه نماند [ در آخر اعمى شد ] و هفتاد و اند ساله بود . و در سنهء ثمانين ( 80 ) عبد اللّه بن جعفر الطيار ، مولد او در حبشه بود و او هفتاد و دو ساله بود ، وفات يافت ، و در سنهء احدى و ثمانين ( 81 ) « 4 » محمد حنفيه به مدينه وفات يافت . و عبد الملك در سنهء ست و ثمانين وفات يافت
هامش
( 1 ) - با : هفتاد و هفت .
( 2 ) - با : بشيرى .
( 3 ) - م و با : عبد اللّه ، عبيد اللّه درست است . ر ك : يعقوبى 2 : 171 و موارد ديگر .
( 4 ) - با : + ابو القاسم .