مردم [ بر ] گردن گرفته به مدينه آوردند [ 43 - پ ] و دفن كردند و او هفتاد ساله بود .
و هم درين سال ابو عبد اللّه حذيفة بن اليمانى كه پسر حنبل بن جابر العيسى ( ؟ ) بود ، و حنبل را لقب يمان بود ، به مداين وفات يافت و گويند به كوفه بعد از مقتل عثمان به چهل روز . و در سنهء اربع و ثلثين عباس بن عبد المطلب عم رسول صلى اللّه عليه و سلم بود به مدينه وفات يافت و او هشتاد و نه ساله بود و سى و پنج « 1 » حديث از رسول صلى اللّه عليه و سلم روايت كرد . و هم درين سال ابو طلحه زيد بن [ سهل بن ] الاسود بن حزام انصارى به مدينه نماند و او هفتاد ساله بود از رمات لشكر مصطفى ، و در غزاى حنين بيست كافر را بكشت ، و در اثناى مصاف گفتى :
شعر
انا ابو طلحة زيد * و كل يوم « 2 » فى سلاحى كيد
و قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : « لصوت ابى طلحة فى الجيش خير من الف رجل . » [ و در مدينه وفات يافت ] زنش دختر ملجان ام سليم بود ، مادر انس مالك .
و هم درين سال ابو الوليد عبادة بن الصامت بن قيس بن اخرم بن فهر بن ثعلبة بن غيم بن سالم بن عوف بن عمرو بن عوف بن الخزرج الانصارى السالمى برادر اوس بن الصامت ، مادرش قرة العين بنت عبادة بن نضلة « 3 » بن سالك بن العجلان الخزرجيه ، عباده از نقباى دوازدهگانه بود در جميع غزوات ، و اوست اول كسى كه طهارت كرد در اسلام ، و در رمله از شام وفات يافت و او هفتاد و دو ساله بود و صد و هشتاد و يك حديث از رسول روايت كرد .
آخر الامر طايفهاى از معارف مصر بيامدند و از عامل خود فرياد كردند .
عثمان با ايشان عهد كرد بر آنكه آن عامل را معزول كند و هر كرا ايشان خواهند بر ايشان والى گرداند . مصريان بدين سخن شاد شدند و مراجعت كردند . در ميان راه شتر سوارى ديدند كه به تعجيل از مدينه به مصر مىرفت . از حقيقت حال او تفحص كردند ، با او نامهاى يافتند از زبان عثمان با نقش خاتم [ او ] به نزد عامل مصر كه چون اين طايفه برسند حكم سياست در باب ايشان به امضا رساند ، و اين نامه مروان حكم نوشته بود .
هامش
( 1 ) - و صد و نود و پنج .
( 2 ) - م : و كل ورم ، متن از « با » .
( 3 ) - با : فضله .