تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و او را در غزو خندق يافتم و در جمله غزوات كه سيد صلى الله عليه و آله بود حاضر شدم . و سلمان پير بود ، در خلافت عمر و گويند در خلافت عثمان به مداين وفات يافت و در سنهء ثلث و عشرين ( 23 ) عمر رضى الله عنه حج گزارد « 1 » و به مدينه آمد ، در آن وقت شصت ساله بود . بامداد روز چهارشنبه بيست و هشتم ذو الحجه ابو لؤلؤه غلام مغيرة بن شعبه او را در مسجد كارد زد . عمر رضى الله عنه چون ديد كه كار از دست رفت ، دست از جان بشست و منصب خلافت در ميان شش كس بگذاشت : عثمان و على و عبد الرحمن بن عوف و سعد وقاص و طلحه و زبير ، و شنبه « 2 » غرهء محرم سنهء اربع و عشرين ( 24 ) وفات يافت و مدت خلافت او ده سال و هشت ماه بود و پانصد و سى و هفت حديث از رسول صلى الله عليه و سلم روايت كرد . و الله اعلم .

عثمان بن عفان

خليفهء سيوم بود و او پسر عفان بن [ ابى ] العاص بن الامية الاكبر بن عبد شمس ابن عبد مناف است جد رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و ذو النورين لقب داشت ، به سبب آنكه به دو دختر داماد رسول عليه السلام بود ، و مادرش دختر كريز بن ربيعة ابن حبيب بن عبد شمس از وى نام بود ، و كنيت عثمان ابو عبد الله بود . مشاهير صحابه بر خلافت او اتفاق كردند و دست مبايعت در كمر متابعت « 3 » او زدند و كار امارت امت به دو تفويض كردند . چون خليفه شد ، مروان بن الحكم را وزارت داد و او پسر عم او بود و معاوية بن ابى سفيان را بعد از برادر او يزيد بن ابى سفيان به امارت شام نصب كرد و به اطراف جهان لشكرها فرستاد تا در ايام خلافت او تمامت طبرستان و كوههاى ديالمه « 4 » [ 43 - ر ] و اكثر بلاد خراسان و سيستان و كرمان و
هامش
( 1 ) - اصل : گذارد . ( 2 ) - با : شب . ( 3 ) - م : مبايعت ، متن از « با » . ( 4 ) - با : ديالم .