تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
مصريان چون بديدند در حال به مدينه مراجعت كردند و بنزديك عثمان درآمدند ، گفتند : تو با ما غدر كردى و عهد بشكستى ! خون تو مباح است . عثمان سوگند خورد كه مرا ازين خبر نيست . نشنودند . فتنه و غوغا برخاست . اهل مدينه به سبب عداوت مروان [ 44 - ر ] مدد عثمان نكردند ، تا روز آدينه هجدهم ذو الحجه سنهء خمس و ثلثين عثمان رضى اللّه عنه مصحف پيش نهاده بود و به تلاوت قرآن مشغول بود ، كنانهء تجيبى « 1 » درآمد و او را زخمى بزد چنان كه خون برآيت « فسيكفيكهم اللّه » رسيد و اثر آن خون در آن مصحف هنوز مانده است در بصره « 2 » ، و او را شهيد كردند . و مدت خلافت او ده سال و يازده ماه و هجده روز بود ، و هشتاد و دو سال عمر يافت و در مدينه‌اش دفن كردند ، و نقش خاتم او « آمنت باللّه مخلصا » بود ، و گويند « آمنت بالذى خلق فسوى » .

امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع )

خليفهء چهارم بود ، و او على بن ابى طالب بن عبد المطلب است جد مصطفى صلى اللّه عليه و سلم ، او را كنيت ابو الحسن بود و پنج لقب داشت : امير المؤمنين ، مرتضى ، ولى ، وصى ، وزير . روز آدينه سيزدهم ماه رجب سنهء ثلثين ( 30 ) از سال فيل در حرم كعبه به وجود آمد و پيش ازو و بعد ازو هيچ فرزندى در خانهء كعبه به وجود نيامده است ، و شصت و سه سال عمر يافت و مادر او فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف بود ، و او را بيست پسر بود و پانزده دختر . پسران : حسن ، حسين ، محسن ، محمد حنفيه ، عباس ، ابو بكر ، عمر ، محمد الاوسط ، محمد الاصغر ، عثمان الاكبر ، عمر الاصغر ، جعفر الاكبر ، صالح ، عبد اللّه ، عبيد اللّه ، عثمان الاصغر ، عباس الاصغر ، جعفر الاصغر ، عون ، يحيى . حسن و حسين و محسن ، زينب الكبرى و زينب الصغرى
هامش
( 1 ) - م : خومى ، با : تحوبى . صحيح كنانهء تجيبى ( كنانة بن بشر تجيبى ليثى ) است ر ك : يعقوبى 2 : 72 و طبرى 3 : 155 . ( 2 ) - با : هنوز در بصره باقى است .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 98 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )