رسول صلى الله عليه و سلم روايت كرد ، و مدت خلافت او دو سال و سه ماه و بيست و دو روز بود .
عمر بن الخطاب
خليفهء دوم بود ، ابو حفص پسر خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب جد هفتم مصطفى صلى الله عليه و آله ، و مادرش حاتمه و گويند حنتمة بن هشام بن المغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم .
قتيبى « 1 » در كتاب خود آورده است كه روزى كه عمر مسلمان شد به مكه سى و نه مرد و زن مسلمان بودند ، به عمر چهل گشت . و او را چهار پسر بود : عبد الله ، عاصم ، عبيد الله ، زيد . و دخترى حفصه نام كه حرم مصطفى صلى الله عليه و آله بود . به حكم وصايت قايممقام شد و پاى بر دست « 2 » امارت نهاد و بر سرير « 3 » خلافت داد معدلت و انصاف بداد . [ 41 - پ ] و تمامت بلاد شام و بيشتر روم بگشاد و اكاسره را قمع كرد ، و در آخر ايام دولت او فتح همدان و رى بر دست مغيرة بن شعبه ميسر شد و عدى پسر حاتم طى او را امير المؤمنين خواند و پيش ازو ابو بكر را خليفة رسول الله گفتندى . و در ايام او در سنهء ثمان عشر ( 18 ) [ ابو ] عبد الرحمن حارث بن هشام المخزومى در شام وفات يافت و در سنهء تسع عشر ( 19 ) و گويند عشرين ( 20 ) ابو عبد الله بلال بن رباح المؤدن نماند و او چهل و چهار حديث از رسول صلى الله عليه و آله روايت كرد . و در ايام خلافت او ابو سفيان بن الحرب ابن عبد المطلب ، كه برادر مصطفى بود از رضاع ، كه او را حليمه شير داده بود در فتح مكه ، مسلمان شد و مصطفى صلى الله عليه و آله او را دوست داشتى و در شأن او فرمود : « ارجوا ان يكون خلفا من حمزة » و او را « سيد فتيان اهل الجنة » خواندندى ، در سنهء عشرين به مدينه وفات يافت و در بقيعش دفن كردند .
هامش
( 1 ) - اصل : قينى ، ظاهرا مراد ابن قتيبهء معروف است .
( 2 ) - دست به معنى تخت است .
( 3 ) - م : سر . متن از با .