جبين مبين ، و اشراقات ساطعات نيررأى مستبين منور ساخت ، دست تقدير نقود سعود انجم از بهر نثار بر اطباق لاجوردى افلاك ريخت ، هندوى پاسبان كيوان بچاوشى درگاه همايونش جوزا صفت كمر خدمت بر ميان بست مشترى برفراز منبر « 1 » [ عالىمنظر ] گردون بتكرار خطبه « 2 » [ موشح ] بالقاب ميمون قيام نمود . بهرام شديد الانتقام حسام خونآشام « 3 » ب [ قصد ] ضرب اعناق دشمنان دولتش از نيام بركشيد . آفتاب عالمتاب مجمرهءگر « 4 » ( دون ) [ آن ] مجلس بهشتآيين گشت . زهره زهرا بدفكشى مطربان بزم طرب و نواسازان محفل عشرتش مبادرت نمود . عطارد بنوك قلم بلاغت رقم تهنيت نامهء اين جلوس مبارك بر بياض صفحات ايام نگاشت . قمر سريع السير بانتشار اين خبر فرخنده اثر چون پيكان نامهبر و رسولان مژدهآور ، در « 5 » دوادو افتاد . و عالم را از سر آيينى و سلطنت را از نو ترتيبى ، و آشوب حوادث را تسكينى پيدا آمد .
« 6 » [ بيت ] :
ز بأس تيغ نيلوفر مثالش * ز سوسن مرتفع شد ده زبانى
بدور دولتش هرگز نيابى * بجز در رطل باده دلگرانى
هامش
( 1 ) - مج : بر فراز منبر عالىمنظر گردون .
مك : برفراز منبر گردون .
( 2 ) - مج : خطبه موشح بالقاب .
مك : خطبه بالقاب .
( 3 ) - مج : آشام به قصد ضرب .
مك : آشام بضرب .
( 4 ) - مج : مجمرهگر آن مجلس . ؟
مك : مجمرهء گردون مجلس . ؟
( 5 ) - دوادو : دويدن بهرطرف از پى هم - فرهنگ آنندراج .
( 6 ) - مج : بيت . مك . پا : اين كلمه را ندارد .