محمد ميرزا انضمام يافت . و دستور الوزراء خواجه قطب الدين سمنانى را كه به حضرت امارتمآبى مشار اليه رابطهء « 1 » نسبى دارد بمنصب امارت ديوان اعلى اختصاص بخشيده و اختيار ملك و مال براى رزين و رويت صواب بين او مفوض گشت . ]
در اثناى اين حالات خبر رسيد كه امير حسن شيخ تيمور كه او را بمحافظت حدود مرغاب بازداشته بودند ، آن نواحى را گذاشته از راه سرخس بولايت « جرمغان » 37 كه سيورغال او بود عزيمت « 2 » نمود ( ه ) « 3 » ، [ و سبب اين مخالفت ماده كدورتى بود كه ميان او و امير على جلاير كه امير الامرا بود واقع مىبوده ، ] و چنان معلوم شد كه ميان او و « 4 » [ بندگان ] حضرت اعلى مواضعهء بوده ، و رسل و رسايل از جانبين متواصل مىبوده .
« 5 » [ شاهزاده از اعاظم امراء خود امير شيخ عبد اللّه عباسى را عوض امير حسن بمرغاب فرستاده ، نشان بدارا بيك - كه از قبل زينلبيك بقهستان آمده بود - ارسال نمود ، مضمون آنكه مملكت خراسان دربسته بدين جانب تعلق دارد ، بجانب اولگا و مقام خود مراجعت نمايد ، و بسلطان خليل نيز نوشت كه كس خود فرستد كه جماعة تراكمهء كه در قهستان و ترشيز و خواف و با خرز مستولىاند و طريق تعدى و بيراهى مسلوك ميدارند ايشان را از آن نواحى برانند ، و ] كوتوال قلعهء عماد ، و « 6 » [ پيرحسين ]
هامش
( 1 ) - در اصل : « نسبتى » قياسا اصلاح گرديد .
( 2 ) - مج : نمود . مك : نموده .
( 3 ) - عبارت : [ و سبب اين مخالف ماده كدورتى . . . امير الامرا بود واقع شد ] ، از زيادات مج است .
( 4 ) - مج : و بندگان حضرت اعلى .
مك : و حضرت اعلى .
( 5 ) - عبارت : [ شاهزاده اعاظم امراء خود امير شيخ . . . ايشان را از آن نواحى برانند ، و ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
مك : متواصل مىبوده كوتوال قلعهء عماد و مستحفط قلعهء طبس .
( 6 ) - مج : قلعهء عماد و پيرحسين مستحفظ .
مك : و مستحفظ .