روضهء بيست و پنجم در جلوس يادگار محمد ميرزا برفراز مسند سلطنت انتما
در فرصتى كه حضرت اعلى از نواحى « پل سالار » بجانب قلعهء « نرتو » عزيمت فرمود ، يادگار محمد ميرزا در « 1 » « [ مرغزار ] رادكان » « 2 » [ از توابع شهر طوس ] مقام داشت ، چون در هرات هيچ حاكمى و ضابطى نبود ، « پاينده سلطان بيگم » - كه عمهء يادگار محمد ميرزا بود ، و در بيرون شهر مسكن داشت - در شهر درآمد ، و جمعى از امراى به خدمت او مبادرت نموده ، باتفاق نقارهء شاديانه زدند ، و روز جمعه ششم محرم سنهء خمس و تسعين و ثمانمايه خطبه بنام يادگار محمد ميرزا خواندند . « 3 » [ و جمعى از اباطيل و اوباش كه در زواياى خفا و خمول بودند ، سرها برآورده هريك از خود اعتبارى گرفت ] . و يادگار محمد ميرزا چون بولايت جام رسيد جهت « 4 » [ قاضى و ائمه و ) اكابر هرات مكاتبات « 5 » [ از روى اعزاز و احترام ] ارسال نموده ، همكنان را استمالت تمام فرمود ، بعد از آن در عقب موكب حضرت اعلى از جانب شمال هرات گذشته تا نزديك « 6 » مرغاب
هامش
( 1 ) - مج : در مرغزار رادكان .
مك . پا : در رادكان .
( 2 ) - مج : از توابع شهر طوس . مك . پا : اين جمله را ندارد .
( 3 ) - عبارت : [ و جمعى از اباطيل و اوباش . . . . از خود اعتبارى گرفت ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 4 ) - مج . پا : قاضى و ائمه و . مك : جهت اكابر .
( 5 ) - مج : مكاتبات از روى اعزاز و احترام ارسال .
مك . پا : مكاتبات ارسال .
( 6 ) - ولايت مرغاب و مروجاق از شهرستانهاى معتبره خراسان است ، به ص 172 و ص 410 از بخش نخستين اين كتاب مراجعه شود .