مىساختند ، و از اطراف امصار و بلدان اصناف صناع و هنرمندان را طلب فرموده سركارها بامراء و مقربان و ملازمان و متعينان قسمت يافت . و باهتمام لاكلام هركس بدانچه مأمور بود اشتغال نمود ، و هريك باضعاف اجرة المثل خود از انعام پادشاهى بهرهمند ميگشت . « 1 » و از تاريخ سنه ثلث و سبعين و ثمانمايه تا زمان تحرير اين اوراق كه سنه ثمان و تسعين و ثمانمايه ميگذرد پيوسته استادان كامل و هنرمندان فاضل درين باغ ميمون بهرگونه صنايع و بدايع ، و طرفهكارى و اختراعات عجايب ، و مستبدعات غرايب ، و لطايفنگارى مشغولند ، تا لاجرم بميامن التفات كيميا صفات حضرت سلطانى باغى ساخته شده ، و قصرى پرداخته گشته ، كه مثل آن هرگز در ضمير هيچ مهندس نگشته ، و نظير آن در خاطر هيچ فيلسوف نگذشته ،
سلمان :
قصر شاهست بهرحال به از خلد برين 2 * سخنى نيست درين باب كه خلدست برين
شاهبيتى است متين و خوش و مطبوع و بلند * كرده در قطعهء او جنت اعلى تضمين
و نواحى و حوالى آن موضع از باغات جانفزا و عمارات « 2 » آسمان فضاى ساحاتش نمودار خورنق و سدير ، و طيرهگر حيات مستنير و فلك مستديرست ، ايوان قصر مرفوعش سترت بام زحل شده ، و قامت صنوبرهاى منصوبش ستون سقف سماوات گشته ، لطافت حوضهاى محرورش « كذا ؟ » آبروى بحر نيل فلك بر خاك خجالت ريخته ، و نسيم عنبر شميمش مشك خطا و عنبر سارا بر بساط اغبر ريخته ، طراوت لالهاى حمرايش داغ تشوير بر جگر شقايق حدايق فردوس نهاده ، و نظارت گلهاى دلگشايش آتش خجلت
هامش
( 1 ) - اسفزارى تأليف اين كتاب را در سال بيست و پنجم از سلطنت ابو الغازى سلطان حسين ميرزا بايقرا يعنى در سال سبع و تسعين و ثمانمايه - ديباچه بخش نخستين 33 - آغاز نموده ، و در مدت يك سال نگارش اين كتاب را به اين فصل رسانيده است .
( 2 ) - در اصل : ( اسما فضا حالاتش برده خورنق ) برحسب سليقه و بر سبك خاص نگارش مصنف عبارت مذكوره اصلاح گرديده است .