تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠

چمن دويم از روضهء بيست و سيوم در بيان بعضى امور كه در خلال اين احوال بظهور رسيده

در فرصتى كه سلطان سعيد سلطان ابو سعيد مرزا تصميم عزيمت عراق ميفرمود ، اسن و ارشد اولاد خود غياث الدين سلطان احمد ميرزا را بايالت سمرقند قايم‌مقام گذاشته بود ، و وصيت نموده كه هرگاه صيت ظهور حضرت ابو الغازى سلطان حسين ميرزا از طرفى « 1 » پيدا گردد ، با لشكرهاى ماوراء النهر متوجه آنحضرت شود ، از قضا در زمانى كه سلطان سعيد از شدت مقابله و مقاتلهء امير حسن بيك باضطرار رسيده بود ، طنطنهء صولت و آوازهء شوكت حضرت اعلى از جانب ولايت ابيورد و نسا ظهور كرد ، و امير حسن ملكى - كه حاكم دار الملك هرات بود - بضبط شهر و استحكام برج و باره محافظت حصار و اطراف و جوانب قيام نمود ، از صورت واقعه خبر بسمرقند فرستاد ، سلطان احمد ميرزا به حكم وصيت پدر لشكر گران جمع نموده ، قريب به پنجاه هزار سوار نامزد از جيحون بگذشت ، و بتعجيل تمام متوجه هرات گشت ، چون بمرغاب و مروجاق رسيد واقعهء هايلهء پدر شنيد متحير و سراسيمه شد . مقارن اين حال طايفهء كه در عراق و آذربايجان صورت واقعه را معاينه مشاهده نموده ، گريخته بودند ، و بمواكب همايون حضرت اعلى ملحق گشته ، هم ايشان را پيش سلطان احمد ميرزا فرستاد تا كيفيت حال را چنانچه براى العين ديده بودند ، « 2 » عاقبت قضيهء : العود احمد ، را لازم وقت شمرده مراجعت نمودند . و در اثناى اين حال امير زين العابدين ارلات اقبال صفت باردوى حضرت اعلى پيوسته بعواطف خسروانه مخصوص گشت . و برحسب
هامش
( 1 ) - در اصل : از طرف . قماصا ؟ ؟ ؟ اصلاح شد . ( 2 ) - كذا فى الاصل ، گويا كلمه « به حضرت اعلى عرضه داشتند » يا نقل كردند » از قلم نساخ