و از ميامن مقدم ميمونش درين مدت بيست و شش سال روزگار « 1 » دولت همايون مملكت خراسان از قحط و نياز و طاعون و انقلاب كه هميشه در اطراف و اكناف ساير و سارى بود مأمون و محفوظ ماند ،
« 2 » [ لا ادرى قائله ] :
چشم فلك نديد و نهبيند بعمر خويش « 3 » آنكارها كه دولت او را ميسر است
خصايص ذات بزرگوار عالىمقدارش از آن متعالى است كه در بيان آيد .
القصه : روز جمعه عاشر رمضان المبارك سنهء ثلث و سبعين و ثمانمايه ، حضرت اعلى خاقانى با مواكب « 4 » تائيدات سبحانى از حضايض صحراى مختار جنيبت همايون به « باغ زاغان » رانده برفراز مسند سلطانى و كامرانى براند ، و غلغلهء تهنيت از صداى ساكنان مركز خاك به گوش مقيمان محيط افلاك رسيد .
« 5 » [ لل ] سيد حسن [ ال ] غزنوى :
سزد گر جبرئيل آيد بدين فيروزهگون منبر « 6 » * كند آفاق را خطبه بنام شاه دينپرور
هامش
( 1 ) - تصريح ديگرى است بر اينكه اسفزارى تاليف اين كتاب را در سال 26 از سلطنت ابو الغازى حسين ميرزا بايقرا انجام داده است .
( 2 ) - مج : لا ادرى قائله . مك : ندارد . پا : بيت .
( 3 ) - مج . پا : آنكارها . مك : اين كارها .
( 4 ) - مج : با مواكب تأييدات سبحانى از حضايض صحراى مختار .
مك : با مواكب تأييدات سبحانى از فضاى صحراى مختار .
( 5 ) - مج : للسيد حسن الغزنوى .
مك : سيد حسن غزنوى .
( 6 ) - مج : فيروزهگون منبر . مك : فيروزگون منظر .