چمن اول از روضهء بيست و دويم در ذكر وقايعى كه بعد از گرفتارى سلطان سعيد « 1 » ( شهيد انار إله برهانه ) حادث شد
« 2 » [ مضمون آنكه ] در ساعت ( ى ) كه سلطان ( سعيد ) از معسكر كوه شكوه خود - كه خلل و ذلل و قصور و فتور چنان لشكرى در مخيلهء بشرى از قبيل محالات مينمود - بر عزيمت هزيمت روان شد ، امارات روز محشر ، و علامات مجمع اكبر ظهور يافت ، و فحواى كريمهء : يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه و صاحبته و بنيه ، معاينه و مشاهده افتاد ،
« 3 » [ بيت ] :
بجان ماندگان را در آن رستخيز * نه روى رهائى نه راه گريز
برفور دلاوران سپاه تركمان شمشيرهاى مصرى « 4 » ( آخته ) و سنانهاى خطى افراخته بلشگرگاه درآمدند ، و دست بتالان و تاراج و نهب و غارت برآورد « 5 » [ ند ] ، و خزاين و ذخاير و نفايس و ظرايف بباد بىنيازى رفت . و هنوز خيمه و خرگاه ،
هامش
( 1 ) - مك : ( شهيد انار إله برهانه ) .
مج . پا : اين عبارت را ندارد .
( 2 ) - مج : مضمون آنكه در ساعت كه سلطان از معسكر .
پا . مك : در ساعتى كه سلطان سعيد از معسكر .
( 3 ) - مج : بيت . پا . مك : ندارد .
( 4 ) - مك . پا : آخته . مج : اين كلمه را ندارد .
( 5 ) - مج : برآوردند . پا . مك : برآورد .