اثر مخالفتى و مكاوحتى ظاهر نبود اعتماد بجانب او هيچگونه روى نداشت ، اكنون كه « 1 » [ چند ] ين همه مذلت و اهانت « 2 » [ و بلا و مشقت ] كشيده باشد ، و انواع خلل « 3 » [ و ضرر ] بملك و مال و عرض و جاه او رسيده هرآينه از مقام انتقام نخواهد گذشت . « 4 » [ و حسب المقدور در استدراك مافات ، و بازآورد ماضى خواهد كوشيد .
للاسدى ] :
گنهكار چون بذنبيند ز شاه * دليرى كند بيشتر بر گناه
سر دشمن آنكو برآرد به ماه * فروافكند خويشتن را بچاه
آخر الامر خاطر بر هلاك و بوار آن پادشاه عاليمقدار قرار داده ، روز بيست و دوم رجب او را پيش يادگار محمد ميرزا فرستادند ، و بعد از ملاقات سلطان سعيد « 5 » ( شهيد ) شد .
« 6 » ( فردوسى :
عالمى را گرفته بود بعدل ) * رفت تا عالمى دگر گيرد
هامش
( 1 ) - مج . پا : كه چندين همه .
مك : كه چند همه .
( 2 ) - مج : بلا و مشقت . مك . پا : اين جمله را ندارد .
( 3 ) - مج : خلل و ضرر بملك .
مك . پا : خلل بملك .
( 4 ) - عبارت : [ و حسب المقدور در استدراك مافات ، و بازآورد ماضى خواهد كوشيد . للاسدى ] .
از زيادات نسخه مج مىباشد و از ساير نسخههاى مورد استناد محذوف است .
( 5 ) - مك . پا : سلطان سعيد شهيد شد .
مج : سلطان سعيد شد .
( 6 ) - مك : ( فردوسى : عالمى را گرفته بود بعدل ) . مج . پا : اين عبارت را ندارد .