اجازت انصراف داد ، چون ايشان باردوى خود رسيدند ، دلاوران سپاه تركمان از عقب آمدند : امراء خراسان از روى اضطراب مقام و مورچل خود گذاشته « 1 » ( بجانب ) [ امير ] حسن بيك رفتند . سلطان سعيد چون اين حال مشاهده نمود : نيمروز شانزدهم رجب عنان عزيمت بهزيمت داد ، و پسر حسن بيك از عقب او رفته به دو رسيدند و او را گرفته نيمشب باردوى آوردند ، و جماعتى « 2 » [ مستحفظان ] برو گماشته بضبط و احتياط تمام نگاه داشتند .
« 3 » [ لفردوسى طوسى ] :
چنين است كردار گردنده دهر * گهى نوش بار آوردگاه زهر
پس بعد از دو روز « 4 » [ امير ] حسن بيك او را طلب كرد ، چون نزديك بارگاه رسيد شرايط استقبال و مراسم تعظيم و اجلال بجاى آورده و در مجلس هرنوع حكايتى و شكايتى بازراند ، و اظهار موافقت و متابعت - كه بكرات نموده بود و سلطان سعيد ابا و امتناع فرموده - هم تقرير نموده ، و جواب يكيك سخن چنانچه مقتضى مقام باشد از سلطان سعيد استماع كرده ، و او را بموضعى كه مضبوط بود بازگردانيد ، عزيمت چنان داشت كه اصلا آسيبى به دو نرساند ، و او را بايراق تمام اسباب سلطنت بمملكت او بازفرستد ، و درين باب چند « 5 » [ ين ] نوبت با امرا و اركان دولت خود مشاورت كرد و انجمنها ساخت ، مقدمان درگاه عرض كردند : كه در سوابق ايام « 6 » [ كه ] بين الجانبين
هامش
( 1 ) - مج : گذاشته جانب امير حسن .
مك : گذاشته بجانب حسن بيك .
( 2 ) - مج : مستحفظان . مك . پا : اين كلمه را ندارد .
( 3 ) - مج : لفردوسى طوسى . پا : فردوسى طوسى .
مك : ندارد .
( 4 ) - مج : دو روز امير حسن .
مك : دو روز حسن بيك .
( 5 ) - مج . پا : چندين نوبت .
مك : چند نوبت .
( 6 ) - مج : ايام كه بين . مك : ايام بين .