تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
القصه : حسين على سپاهى مستعد مقابله و مقاتله آراسته ، و در مقام انتقام آمده ، پيغام بسلطان سعيد فرستاد كه : ممالك خراسان و عراق بلك تمامى « 1 » [ عرصه ] آفاق پادشاه را مسخر است ، اگر اندك « 2 » التفات ( ى ) به حال اين ( بى ) كسان فرمايد ، تا تمام اين ممالك بقبضه تصرف بندگان درآيد ، و « 3 » [ رعايا در ظلال كمال رافت آنحضرت آسوده گشته ] ، داد آن مظلومان از خصم متقلب بستانند ، هرآينه سبب نيكنامى و « 4 » [ رفعت ] درجات دو جهانى خواهد بود ، چون كيفيت اين احوال بمسامع جلال « 5 » [ سلطان سعيد ] رسيد داعيه جهانگيرى كه هميشه پيش نهاد خاطر خطير بود در حركت آمد ، و فرمان داد كه مجموع لشكرها از سرحد ولايت كاشغر و « 6 » قليماق و تركستان و ماوراء النهر و خراسان تا حدود عراق ، و از اقصاى مغولستان تا انحاء هندوستان « 7 » [ جمع آيند ] ، و در امضاى عزيمت عراق از باطن آفتاب اشراق « 8 » ( حضرت ولايت پناهى ) خواجه ناصر الدين عبيد إله قدس « 9 » [ إله ] سره طلب رأى صواب « 10 » ( نماى ) نمود ، ( حضرت ) خواجه از ماوراء النهر متوجه خراسان شد ، « 11 » [ و ] چون بمرو رسيد سلطان سعيد از مراسم اعزاز و اجلال و شرايط تعظيم و استعلاء يك نكته نامرعى نگذاشت ، چنانچه يك روز پادشاه بصحبت خواجه ميرفت ، و يك روز
هامش
( 1 ) - مج : عرصه . مك . پا : اين را ندارد . ( 2 ) - مك : اندك التفاتى به حال اين بىكسان . مج : اندك التفات به حال اين كسان . ( 3 ) - عبارت : [ رعايا در ظلال كمال رافت آنحضرت آسوده گشته ] ، از زيادات مج مىباشد . ( 4 ) - مج : رفعت . مك : اين كلمه را ندارد . ( 5 ) - مج : سلطان سعيد . مك : اين جمله را ندارد . ( 6 ) - قليماق : و قلماق نام ولايتى در تركستان - فرهنگ سنگلاخ . ( 7 ) - مج : جمع آيند . مك : اين جمله را ندارد . ( 8 ) - مك : حضرت ولايت پناهى . مج : اين جمله را ندارد . ( 9 ) - مج : قدس إله سره . مك : قدس سره . ( 10 ) - مج : صواب نمود خواجه . مك : صواب نماى نمود حضرت خواجه . ( 11 ) - مج : و چون . مك : چون .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 278 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى