چون همت آن بلند و چون بخت جوان * چون دولت آن قوى و چون حكم روان
سلطان سعيد بر حال آن ترحم فرموده انعام بسيار كرد ، و چند اسب تازى و راه وار ، و سراپرده و خرگاهبار ، و همهء اسباب امارت ، و آئين عظمت و حشمت عنايت فرمود . ] « 1 »
تا وقتى كه خسرو خاور از « 2 » ( طرب ) خانهء زهره به ( قور ) خانهء بهرام انتقال نمود ، و سپاه كينهخواه خزان بر باغ و چمن تاختن آورد ، « 3 » [ و ] سلطان سعيد بعزم قشلاق بجانب مرو اتفاق نمود ، و هژدهم ربيع الثانى كه آفتاب در آتشخانهء قوس بود رايت همايون نهضت نمود ( ه ) « 4 » ، هماى چتر گردونساى سايهء اقبال بر آن بوم همايون فال انداخت .
در اثناى اين حال « 5 » [ قاصدان از طرف مملكت عراق و آذربيجان رسيد ] عرض داشتها رسانيدند كه : امير حسن بيك سپاه ميرزا جهانشاه را شكسته و ويران ساخته ، و جهانشاه با دو سه نوكر از معسكر بيرون رفته ، و از تراكم برف و سرما هلاك شد ( ه ) « 6 » ، و پسران ( آن را ) [ اميرزاده محمد را مقتول ، و اميرزاده يوسف را ] نابينا ساختهاند ، و باقى امرا و متجندهء او بعد از وقوع اين حادثه رو بآستان ديگر پسرش حسين على بيك آوردهاند ، و چند حصار نامدار مملو بسيم و زر و انواع امتعه و اسلحه ديگر گشاده ، صد و هشتاد هزار سوار را علوفه داد ( ه ) ، - كه گويند از زمان چنگيز خان تا اين زمان صد و هشتاد هزار سوار را هيچكس علوفه نداده - .
هامش
( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج است .
( 2 ) - مج : خسرو خاور از خانهء زهره به خانهء بهرام .
مك : خسرو خاور از طربخانهء زهره به قورخانهء بهرام .
( 3 ) - مج : و سلطان . مك . پا : سلطان .
( 4 ) - مج : نمود . مك : نموده .
( 5 ) - عبارت : [ قاصدان از طرف مملكت عراق و آذربيجان رسيد ] ، از زيادات مج مىباشد .
( 6 ) - مك : و سرما هلاك شده و پسران آن را نابينا ،
مج : و سرما هلاك شد ، و پسران اميرزاده محمد را مقتول و اميرزاده يوسف را نابينا