تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
ميگشت ، درين فرصت بخوارزم آمده ، سرداران و گردنكشان اين نواحى تاب حملهء موكب او نياوردند ، و همه فرار نمودند ، اطراف خوارزم غارت يافته ، و خراب شده ، چنانچه در بيرونها كسى را مجال سكون و توقف نماند ، و سلطان سعيد فرمود كه جمعى از امرا بخوارزم رفته كيفيت احوال تفحص نمايند ، هركس در محاربه و مقاتله مداهنه و مساهله نموده باشند جزا و سزا دهند ، و مستحق آنچه شده باشند از قتل و قيد تقديم نمايند ، « 1 » امير نيز در تساهل جنگ مهم بود . امير چون بخوارزم رسيد بعد از تفحص همين قدر معلوم كردند كه لشكر خوارزم باوجود كثرت بسيار از صدمه و صولت موكب ظفر قرين حضرت اعلى فرار نمودند :
گنجشك را تحمل چنگال باز كو * روباه را چه قوت زور غضنفر است
امير پير درويش فرمودند « 2 » كه آن را همراه تومان بزرگ بود ، و امير نور سعيد را گرفته بهرات رسيد ، در حصار اختيار الدين محبوس شد ، تا شيخ نور الدين محمد گناه آن را شفاعت نمود ، و سلطان سعيد اجابت فرموده جرايم و تقصيرات او را بعفو و اغماض پادشاهانه مقابل داشت ، در زمرهء امراى عظام سمت انتظام يافت ، اما بغايت محجوب و مفلوك بود ، تا به حدى كه اسب چنان « 3 » نداشت كه پيش او ملازمت تواند نمود ، اين رباعى گفته بپايهء سرير اعلى فرستاد ، و احوال فروماندگى خود « 4 » بپاد پادشاه داد ، رباعيه :
اين بنده شرمندهء درمانده بجان * اسبى دارد توقع از شاه جهان
هامش
( 1 ) - امير نيز در تساهل جنگ مهم بود ، ؟ . ( 2 ) - امير پير درويش فرمودند كه آن را همراه تومان بزرگ بود ، و امير نور سعيد را گرفته بهرات رسيد ، ؟ . گويا ازين عبارت كلماتى حذف شده است ؟ ( 3 ) - در اصل ( ندامت ) بقرينهء سياقت عبارت اصلاح شد . ( 4 ) - بپاد ؟ اين كلمه در اصل ( بپاه ) نوشته شده است ، كه برحسب سليقه اصلاح شد . و پادوزن شاد : خدمت ، پاس ، نگهبان ، پاسبان ، بزرگ و عمده . فرهنگ جهانگيرى .