و بعد از چند روز « 1 » ( ديگر ) رسولان حضرت اعلى از استراباد آمده مبلغى از وجوه سرخ و سفيد مسكوك بسكهء جديد بنام « 2 » [ خجسته فرجام ] سلطان سعيد آوردند ، و بقبول حسن اقتران يافته ، مطالب و مقاصد رسولان باز پرسيدند ، و همه را باسعاف و انجاح رسانيد . از جمله والدهء « 3 » [ حضرت شاهزاده عالميان ، خلاصهء عناصر سلطنت جهان ] سلطان بديع الزمان بهادر « 4 » ( را ، با شاهزادهء مشار اليه ) كه در حصار اختيار الدين محفوظ « 5 » [ و محبوس ] بود ، بانواع تجمل پادشاهانه « 6 » [ بجانب جرجان ] فرستاد .
« 7 » [ مقارن اين احوال رأى ملكآراى سلطان سعيد كه معمار مبانى مبرات بود ، به تعمير مصلى كه در دامن كوه مختار است ، و چون بنيان دين مبين متين و استوار ، ميل فرمود ، و باندك زمانى باهتمام و اجتهاد كارگزاران كافى بقعهء در كمال نزاهت و نظافت باتمام رسيده ، و در اوايل شهر رمضان قلعهء « نرتو » كه بيركه چنانچه ذكر آن گذشت فروگرفته بود ، و خاطر مبارك سلطان سعيد بدان تعلق تمام داشت ، و در محاصره و برآوردن مقابل كوب آن كوشش بسيار نموده بودند فتح شد ، و سبب آن بود كه جمعى كه با او در قلعه بودند ازو متنفر شدند و سرش از تن جدا كرده بپايهء سرير سلطنت مصير فرستاد ] « 8 » .
و در اثناى اين حال « 9 » [ سلطان ] ابراهيم ميرزا كه با پدر روگردان شده بود ، و در اطراف ممالك تحريك سلسلهء فتنه و فساد ميكرد ، و دعوى استعلا و استقلال مينمود ،
هامش
( 1 ) - مك : روز ديگر رسولان . مج : روز رسولان .
( 2 ) - مج : خجسته فرجام . مك : اين جمله را ندارد .
( 3 ) - عبارت : [ حضرت شاهزادهء عالميان خلاصه عناصر سلطنت جهان ] از زيادات مج است .
( 4 ) - مك . س : بديع الزمان بهادر را با شاهزادهء مشار اليه كه در .
مج . پا : بديع الزمان بهادر كه در حصار .
( 5 ) - مج : و محبوس : مك : ندارد .
( 6 ) - مج : بجانب جرجان . مك : اين جمله را ندارد .
( 7 ) - عبارت : [ مقارن اين احوال رأى ملكآراى . . . بپايهء سرير سلطنت مصير فرستاد ] ، از زيادات نسخه مج است و از ديگر نسخههاى موجوده مفقود است .
( 8 ) - تا اينجا از زيادات مج است .
( 9 ) - مج : حال سلطان ابراهيم . مك : حال ابراهيم .