آمد ، و امير خليل از غايت غرور در امور حرب « 1 » تكاهل نمود ، امير بابا فرصت يافته بر سر او تاخت ،
ع :
چنان كه باد خزان بر « 2 » كدو زند ناگاه
برگ و بار « 3 » مكنت و اقتدار او را ويران و پريشان ساخت ، و امير خليل فرار نموده ، شاه محمود ميرزا را زخم تيرى رسيد و تركش نكرد تا قربان شد .
بيت :
رخى كز برگ گل آزار مىيافت * تنى كز تار موئى بار مىيافت
به پيكان ستم شد كشته ناگاه * به خون آغشته شد الحكم للّه
و اواسط ذى الحجهء سنهء مذكوره اين واقعه بسلطان سعيد رسيد .
و در ما بين يكسال چندين فتح قريب و فتوح غريب زمان دولت او را ميسر گشت ، بلكه اينهمه اتفاقات حسنه نتيجهء ظهور كوكب اقبال حضرت اعلى تواند بود كه درين سال از مطلع ميمون سلطنت همايون طلوع نمود ] « 4 » .
و در سنهء اربع و ستين و ثمانمايه [ كه ] « 5 » تمام ماوراء النهر و تركستان ، تا حدود كاشغر ، و نيز كابل ، و زاول ، و ساير بلاد خراسان ، و مازندران در تحت فرمان سلطان سعيد درآمد « 6 » [ ه ، بالهام دولت پرتو خورشيد تربيت آنحضرت به حكم آنكه ،
هامش
( 1 ) - در اصل : ( تاهل ) قياسا بسياقت عبارت اصلاح شد .
( 2 ) - اشاره به رستن كدوبنى بر درخت چنار و وزيدن باد مهرگان .
( 3 ) - در اصل : ( مسكنت ) قياسا بسياقت عبارت اصلاح شد .
( 4 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 5 ) - مج . پا : و ثمانمايه كه تمام .
مك : و ثمانمايه تمام .
( 6 ) - عبارت : [ ه ، بالهام دولت پرتو خورشيد تربيت آنحضرت به حكم آنكه . . . بىباكان ناپاك صافى و مستخلص مانده ] تماما از زيادات نسخه مج مىباشد و از ساير نسخههاى مورد استناد محذوف است . و چمن اول از روضهء بيستم در نسخههاى : مك . س و پا با اين جمله ختم مىشود : ( . . . و زاول و خراسان و مازندران در تحت فرمان سلطان سعيد درآمد ) .