بىدريغ در ايشان نهاده ، اكثرى را بر خاك هلاك انداختند ، و حسين بيك را « 1 » [ با جمعى ] اسير كرده بميدان استراباد بردند ، « 2 » و ( او را آنجا ) بردار كشيده تيرباران كردند ، « 3 » [ و ] حضرت اعلى بر سرير سلطنت مازندران استعلا فرمود ، « 4 » [ و جهانشاه ميرزا چون اين احوال استماع نمود اركان ثبات و بنيان قرارش متزلزل گشت . و حضرت اعلى ] قاصد [ ى ] « 5 » مع بيلاكات لايق [ پيش ] سلطان [ ابو ] سعيد [ ميرزا ] فرستاد ( ه ) ، از صورت حال اعلام فرمود ،
و درين وقت سلطان سعيد در مرغزار « * » « گيتو » مقام داشت ، بعد از چند روز قبهء چتر گردونساى بخورشيد « 6 » رسانيده و ماهچهء رايت فرقدفرساى از ذروهء كيوان گذرانيده عنان جهانگشاى بجانب دار السلطنت هرات تافت ، و ساحت آن بلدهء طيبه از فر قدوم ظفر « 7 » ملزوم [ ا ] و زينت : جنة عرضها السموات يافت ،
« 8 » [ لمولانا جامى :
بيمن سايهء چتر فلك ساى خداوندى * خراسان كشور چين شد « 9 » ز خوبان سمرقندى ]
هامش
( 1 ) - مج : با جمعى . پا . مك : ندارد .
( 2 ) - مك : و او را آنجا بردار .
مج : و بردار .
( 3 ) - مج : كردند و حضرت . مك : كردند حضرت .
( 4 ) - عبارت : [ و جهانشاه ميرزا . . . گشت و حضرت اعلى ] از زيادات مج است .
( 5 ) - مج : قاصدى مع بيلاكات لايق پيش سلطان ابو سعيد ميرزا فرستاده از صورت .
مك . پا : قاصدى مع بيلاكات لايق سلطان سعيد فرستاده از صورت .
( 6 ) - مج : رسانيده . مك : رسانيد .
( 7 ) - مج : ملزوم او زينت . مك : ملزوم و زينت .
( 8 ) - عبارت : [ لمولانا جامى : بيمن سايهء . . . ز خوبان سمرقندى ] . از زيادات مج است .
( 9 ) - در اصل : خراسان كشور چين ز خوبان سمرقندى .
( * ) - گيتو : مرغزار يا النگ گيتو يكى از جايهاى ناحيه مصفا و خوش آب و هواى بادغيس است .