چمن اول از روضهء بيستم در مبداء حال حضرت خلافت مآل ابو الغازى سلطان حسين ميرزا
اول - انتماء نسب عالىشأنش « 1 » ب [ حضرت ] امير بزرگ « 2 » [ قطب الدين و الدنيا تيمور گورگان ] برين وجه است :
« 3 » [ ميرزا ] ابو الغازى ، سلطان حسين بهادر بن « 4 » [ ميرزا ] منصور بن [ ميرزا ] بايقرابن [ ميرزا ] عمر شيخ بن [ امير ] تيمور گورگان ، [ خلد زمانه ] .
در بدايت حال چون لوامع انوار سلطنت و جلال بر صفحات روزگار خجسته آثار آنحضرت درخشان بود ، و سلطان سعيد بنور فراست « 5 » ، [ و مخايل كياست ] ، بر كمال دولت و اقبال آنحضرت اطلاع يافته « 6 » [ بود ] ، پرتو خورشيد [ سلطنت ] بىزاولش بر ساحت ضمير منيرش تافته بحبس آنحضرت در ارگ سمرقند فرمان داده بود ، « 7 » [ و ] بعد از چند وقت از آن حبس خلاص شده « 8 » [ هرآينه آفتاب جهانتاب چون خواهد كه عرصهء
هامش
( 1 ) - مج : به حضرت امير . مك : بامير بزرگ .
( 2 ) - مج : قطب الدين و الدنيا تيمور گورگان .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 3 ) - مج . پا : ميرزا ابو الغازى . مك : ابو الغازى .
( 4 ) - مك : بهادر بن منصور بن ميرزا بايقرا بن ميرزا عمر شيخ بن امير تيمور گورگان خلد ملكه .
مك : بهادر بن منصور بن بايقرا بن عمر شيخ بن تيمور گورگان .
( 5 ) - مج : و مخايل كياست . مك . س . پا : اين جمله را ندارد .
( 6 ) - مج : يافته بود پرتو خورشيد سلطنت بىزوالش .
مك . س : يافته پرتو خورشيد بىزوالش .
( 7 ) - مج : و بعد از . مك : بعد از .
( 8 ) - مج : [ هرآينه آفتاب جهانتاب . . . . آخر گلاب شد . و ] .
مك . پا : اين عبارت را ندارد .