سايهء عاطفت بر سر مظلومان خراسان گسترد ، و سوء المزاجى كه از عوارض آفات و بليات در بدن مملكت سرايت كرده بود بحكمت بدر برده ، به حال اعتدال بازآورد ، « 1 » [ و ] چهاردهم شهر مذكور ، ماهچهء رايت نصرت سلطان « 2 » [ سعيد ] چون ماه چهارده ، از مطلع انوار هدايت و انتباه اعنى مزار فيض آثار « گازرگاه » طالع شد . و سلطان سعيد بعد از شرايط زيارت قبور فايض النور ، و ايصال صدقات ، و ايفاء منذورات متوجه هرات گشته ، در پاى « كوه مختار » نزول فرمود ، و روز ديگر از آنجا نهضت ، فزاى « باغ شهر » از موكب همايون غيرتفزاى عرصهء گردون گشت ، و عامهء رعايا و كافهء برايا از ظلمت ظلم ظلمه بانوار عدل و عاطفت رسيدند ، و در مقام امن و رفاهيت « 3 » آرميد ( ه ) ، و [ حضرت ] سلطان سعيد در تجديد قواعد عدل و احسان ، و تشييد مبانى فضل و امتنان ، و اعلاء معالم دين ، و ارساى « 4 » مراسم شرع « 5 » [ سيد المرسلين ] ، و مراقبت احوال عجزه و زيردستان بر وجهى التفات نمود كه صفحات « 6 » [ ايام ] بذكر مساعى مشكور او موشح گشت . و قوانين بد ، و رسوم محدثه ، و قواعد مبتدعه ، و آثار ظلم ، و آيات عدوان معدوم ، و مفقود ، و منهدم ، و منقلع ، و نابود شد . و مملكت را آرامشى ، و رعيت را آسايشى هرچه تمامتر بحصول پيوست .
« 7 » [ مثنوى ] :
معدلتش بست به نيروى خويش * گردن ده گرگ بيك موى ميش
هامش
( 1 ) - مج : و چهاردهم . مك . پا . س : چهاردهم .
( 2 ) - مج : سلطان سعيد . مك : سلطان چون ماه .
( 3 ) - مج : آرميد و حضرت سلطان .
مك : آرميده و سلطان .
( 4 ) - ارساى ، ارسا ارساء السفينة : اوقفها على المرساة .
( 5 ) - مج : شرع سيد المرسلين و مراقبت .
مك : شرع و مراقبت .
( 6 ) - مج : كه صفحات ايام بذكر . مك : كه صفحات بذكر .
( 7 ) - مج : مثنوى . پا : بيت . س : نظم . مك : ندارد .