و بعد از حملهء چند كه بر « 1 » [ ي ] كديگر پيمودند ، اطراف لشكر سلطان « 2 » [ سعيد ] تاب مقاومت « 3 » نياورد [ ند ] شكست يافته ، رو بهزيمت نهادند ، چنان كه بعضى كه از معركه عنان تافته بودند ، تا سمرقند هيچجا آرام و قرار نيافته بودند ، و آنجا اخبار شكست و فرار سلطان [ سعيد ] « 4 » درانداخته ، و در تمام ولايات تا استرآباد و مازندران به همين منوال اخبار دروغ انتشار يافت « 5 » ، [ و هر بو الهوسى طامع ناحيتى ، و هر بد حركتى مملكتى گشت « كذا » « 6 » ] ، اما چون قلب سپاه ظفرپناه سلطان « 7 » [ سعيد ] در صدق [ نيت ] و صفاى عقيدت ثابت بود متفرق نگشته بود ، تا در وقتى كه لشكرها بهم برآمده بودند با لشكر قول حمله بر مخالفان برده فوجى از دلاوران سپاه منصور دل از جان برداشته ، و از طلب نام و ننگ وجود خود را عدم انگاشته ، دستبردهاى مردانه نمودند « 8 » . [ و ] بعد از يكساعت كم يا بيش ( صداى ) نداى انا فتحنا لك فتحا مبينا ، از فراز گنبد اخضر ، و سقف طارم مينا ، بمسامع جلال سلطان « 9 » [ سعيد ] رسيد ، و انوار نصرت الهى از ماهچهء رايت دولت خلافت پناهى بدرخشيد ، و جماعت مخالفان از ميدان ستيزروى « 10 » [ به بيابان ] گريز
هامش
( 1 ) - مج : يكديگر . مك : يكدگر .
( 2 ) - مج : سلطان سعيد تاب . مك : سلطان تاب .
( 3 ) - مج : نياوردند . مك . س : نياورد .
( 4 ) - مج : سلطان سعيد در . مك : سلطان در .
( 5 ) - مج : [ و هر بو الهوسى طامع ناحيتى و هر بدحركتى مملكتى گشت ] . مك . پا : اين عبارت را ندارد .
( 6 ) - ( و هر بدحركتى مملكتى گشت ) كذا ؟ . شايد در اصل : ( و هر بدگهرى طالب مملكتى گشت ) بوده و بر دست نساخ بدينصورت تحريف شده است . بهرحال چون اين عبارت از زيادات نسخه مج است اصلاح آن ميسر نشد .
( 7 ) - مج : سلطان سعيد در صدق نيت و صفاى .
مك : سلطان در صدق و صفاى .
( 8 ) - مج : و بعد از يكساعت كم يا بيش نداى . مك : بعد از يكساعت كم يا بيش صداى نداى
( 9 ) - مج : سلطان سعيد رسيد . مك : سلطان رسيد .
( 10 ) - مج : روى به بيابان گريز نهاد و سلطان سنجر .
مك : روى بگريز نهادند و سنجر .