آشفته شده ] ، چاره جز آن نديد كه از در بيچارگى درآيد ، و از روى عجز و اضطرار طلب صلح نمايد ، پس سيد عاشورا [ را ] « 1 » در خلوت سخنان گفته ، پيش سلطان سعيد فرستاد ، و استدعاى صلح و صفا نمود ، سلطان سعيد فرمود كه اين معنى وقتى بحصول مىپيوندد ، كه تمامى ممالك « 2 » [ حضرت ] خاقان مغفور را گذاشته ، به آنچه آنحضرت به دو ارزانى داشته قناعت نمايد ، و بطريق زمان آنحضرت در مقام طاعت و متابعت « 3 » ( در ) آيد ، و الا ،
« 4 » [ بيت ] :
نهبيند ز ما دشمن بدگمان * بجز روى شمشير و پشت كمان
آخر الامر بعد از قيل و قال بسيار و آمدوشد بىشمار بر آن قرار يافت كه ممالك خراسان به تمام داخل ديوان سلطان « 5 » [ سعيد ] بوده ، ( و ) جهانشاه ميرزا ( اطاعت كرده ) بازگردد ، [ و متعرض ولايات خراسان نشود ، ] ( و ) برين موجب تأكيد شرط و پيمان ، و استحكام عهود و ايمان نموده ، لشكر تركمان از طرف بلوك « 6 » « گداره » بفحواى :
دخلنا كارهين و خرجنا متحيرين ، رطب اللسان معاودت نمودند ، و زبان حال بنابر مطابقهء مقتضى حال مضمون اين مقال كه :
« 7 » [ فرد ] :
ز سپاه پيل زورت دل خصم شد شكسته * چه « 8 » زند بپاى پيلان « 9 » الجوق تركمانى
هامش
( 1 ) - مج . پا : عاشورا را در خلوت . مك : عاشورا در خلوت .
( 2 ) - مج : ممالك حضرت خاقان . مك : ممالك خاقان .
( 3 ) - مج : و متابعت درآيد . مك . پا : و متابعت آيد .
( 4 ) - مج : بيت . مك . پا . س : ندارد .
( 5 ) - مج : سلطان سعيد بوده ، جهانشاه ميرزا بازگردد ، و متعرض ولايات خراسان نشود ، برين موجب .
مك . پا . س : سلطان بوده ، و جهانشاه ميرزا اطاعت كرده بازگردد ، و برين موجب
( 6 ) - بلوك « گداره » از بلوكات نهگانه توابع هراتست . ص 84 از مجلد اول .
( 7 ) - مج : فرد . پا . مك . س : ندارد .
( 8 ) - مج : زند . مك . پا : زيد .
( 9 ) - آلاچوق ، الاچق : خانه كه تركمانان از چوب و علف و يا از مو سازند و در آن بسر برند . فرهنگ وصاف . غياث اللغات .