عاطفت پروردگار ، رايات ابهت ( بر ) « 1 » افراشته ، و كثرت مخالفان و جمعيت ايشان معدوم انگاشته متوجه گشت .
« 2 » [ شيخ سعدى :
تو در كشتى فكن خود را مپاى از بهر تسبيحى * كه خود روح القدس گويد كه بسم اللّه مجريها
درين حال از عجايب اتفاقات حسنه - كه بقول قدماء حكما دولت عبارت از آنست - لشكريان جنود بىپايان با امراى كبار از جانب ماوراء النهر رسيده بمواكب ظفرقرين ملحق شدند ، و عقاب همايون بال رايت اقبال سلطانى در فضاى هواى نيل آمال پر باز كرد ، و بوم ميشوم مخالف از صدمت مخالب قهر لشكر غضنفر اثر او رو بويرانى آورد ، و جمعى از مخالفان نقش فرار بر صفحهء خاطر مىنگاشتند ، و بعضى ديگر كه پيمانهء ايشان پر شده ، از لب تيغ جرعهء مرگ مىبايستى چشيد ، رايت قتال مىافراشت ، آخر الامر ] « 3 » ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ كار از مقابله « 4 » ( ؟ ) مقاتله رسيد ، « 5 » [ و حال ] از تلفيق صفوف بتخريق سيوف انجاميد ، و بهادران در مقام نام و ننگ دست به تيغ بردند ، و مبارزان در شيوهء ثبات و درنگ پاى وقار مىفشرد ،
« 6 » [ مثنوى :
همه تيغ باريد بر خود و ترك * چو باد خزان ريزد از بيد برگ ]
هامش
( 1 ) - مج : ابهت افراشته : مك : ابهت برافراشته .
( 2 ) - عبارت : [ شيخ سعدى : تو در كشتى . . . قتال مىافراشت آخر الامر ] از زيادات نسخه مج مىباشد و در ديگر نسخهها مفقود است .
( 3 ) - تا اينجا از زيادات مج است .
( 4 ) - مج : مقابله مقاتله . مك : مقابله بمقاتله .
( 5 ) - مج : رسيد و حال از تلفيق . مك : رسيد از تلفيق .
( 6 ) - عبارت : [ مثنوى : همه تيغ باريد بر خود . . . از بيد برگ ] از زيادات مج است و از ديگر نسخهها مفقود است .