« 1 » [ بيت ] :
هردو صف از كينه برآورد جوش * راست چو دريا كه برآرد خروش
و از هردو گروه مردان مرد ، و دليران صف نبرد ، حملهاى گران بر يكديگر پيمودند ، و جمعى از سرداران و گردنكشان تركمان گرفتار گشته « 2 » [ و ] كشته شده بر خاك هلاك افتادند . و پير يداق « 3 » [ روگردان شده ] مضطر و مضطرب پيش پدر « 4 » [ مراجعت فرمود ] ، و صورت حال بازنمود ، و جهانشاه « 5 » [ ميرزا ] از استماع اين احوال « 6 » [ پريشانحال گشته ] خيال محال از دماغ بيرون كرد ، و حد خود ، و اندازهء جرأت و جلادت لشكر سلطان « 7 » [ سعيد ] بشناخت ، و اساس طمعى كه در ملك خراسان داشت ، خللپذير گشت ، و هرچند انديشه بر تدارك اين واقعه گماشت « 8 » ( هيچ ) فايده نداشت « 9 » . [ و نيز خبر يافته بود كه ولد او اميرزاده حسين على كه مدتى محبوس بوده از حبس خلاص يافته ، و دست اتلاف و اسراف بخزاين دراز كرده « 10 » در ثمين و زر بدامن ميدهد . و لشكر بسيار از جوانب جمع آورده ، و از استماع اين خبر به حكم : « 11 » زاد فى الطنبور نغمة ، خاطر او
هامش
( 1 ) - مج : بيت . پا . مك : ندارد . س : نظم .
( 2 ) - مج . پا . س : گشته و كشته . مك : گشته كشته .
( 3 ) - مج : روگردان شده . مك . پا . س : اين جمله را ندارد .
( 4 ) - مج : مراجعت فرمود . مك : ندارد .
( 5 ) - مج : جهانشاه ميرزا از . مك . پا : جهانشاه از .
( 6 ) - مج : پريشانحال گشته . مك : اين جمله را ندارد .
( 7 ) - مج : سلطان سعيد . مك : سلطان بشناخت .
( 8 ) - مك . پا . س : گماشت هيچ فايده .
مج : گماشت فايده .
( 9 ) - عبارت : [ و نيز خبر يافته بود كه ولد او اميرزاده . . . . خاطر او آشفته شده ] از زيادات مج مىباشد .
( 10 ) - در اصل نسخه مج اين عبارت : ( در يمن ورز مدامن ميدهد ) ؟ نوشته شده . بقرينه سياقت عبارت اصلاح شد .
( 11 ) - زاد فى الطنبور نغمة : ابو الفضل ميدانى اين را در ذيل « امثال المولدون » ضبط كرده است .
( مجمع الامثال - ج 1 ص 331 - حرف الزاء ) .