تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
« 1 » [ ابو ] سعيد [ ميرزا ] از كنار آب مرغاب بجانب لنگر امير غياث « 2 » [ قدس سره ] عزيمت نمود ، بداعيهء آنكه از جانب هرات‌رود به شهر [ در ] ( آيد ) ، « 3 » و طغيان سپاه ( گمراه ) تركمانرا از مملكت خراسان كفايت نمايد ، و فوجى از تراكمه در قصبه اوبه « 4 » [ و آن نواحى بودند ] گرفتار شد [ ه ] ، جمعى ديگر فرار نموده ، عرض كردند كه : سلطان سعيد « 5 » [ از شعاب شواهق جبال و صعاب مضايق تلال ، كه از عروج بمعارج ، و ارتقا بمدارج آن ، ع :
مجال حادثه تنگست و پاى نايبه لنگ ]
با سپاهى كه انامل محاسبان از « 6 » [ عقد ] كميت آن در عقدهء حيرت مىماند ، و عرابهاى گردون شكوه ، كه از حشر اجساد و سير جبال اخبار مىكند ، گذر فرموده ، [ و ] « 7 » آهنگ جنگ و عزم رزم دارد ، جهانشاه ميرزا ازين خبر بهم برآمده ، آتش غضب در كانون سينه‌اش شعله زدن گرفت ، و فرمود تا لشكر عفريت اثر « 8 » [ دريا جوشش ، نهنگ كوشش ] ، آمادهء جنگ و جدال و مستعد ضرب و قتال گشته متوجه هرات‌رود شوند ، و پسرش شاهزاده پير يداق كه گلبانگ جلادت و بهادرى او در آفاق شايع بود برسم « 9 » منغلاى روان گشت ، و هردو سپاه كينه‌خواه ، چون دو ابر بلابار ، و دو درياى زخار به دو فرسنگى يكديگر رسيده ، يلان طرفين و پردلان جانبين ساز اسباب مصاف داده ، در ميان ميدان بجولان درآمدند ،
هامش
( 1 ) - مج : سلطان ابو سعيد ميرزا از كنار . مك . س : سلطان سعيد از كنار . ( 2 ) - مج : قدس سره . مك . پا : اين جمله را ندارد . ( 3 ) - مج : به شهر درو طغيان سپاه تركمانرا . مك : به شهر آيد و طغيان سپاه گمراه تركمانرا . ( 4 ) - مج . پا : در قصبه اوبه و آن نواحى بودند گرفتار شده جمعى ، مك : در قصبه اوبه گرفتار شد جمعى . ( 5 ) - عبارت : [ از شعاب شواهق جبال و صعاب . . . و پاى نايبه لنگ ] از زيادات مج است . ( 6 ) - مج . پا : از عقد كميت . مك : از كميت . ( 7 ) - مج : گذر فرموده و آهنگ . مك : گذر فرمود آهنگ . ( 8 ) - مج : دريا جوشش نهنگ كوشش . مك . پا : اين عبارت را ندارد . ( 9 ) - منغلاى : در زبان مغولى مقدمة الجيش يا پيشاهنگ سپاه .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 219 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى