جنگ و مصاف و كانون حرب و خلاف در التهاب و اشتعال بود ، كه اصلا خللى باركان شامخ و بنيان راسخ آن حصار راه نيافت ،
اين آن اساس نيست كه گردد خللپذير * لوبست الجبال و انشقت السماء
و چند نوبت اكابر هرات برحسب فرمان سلطان [ ى ] « 1 » نزديك حصار رفته ، مواعيد بسيار اظهار كردند « 2 » ، ( و ) آن [ شيرمرد حلال نمك ] از عقيدهء [ مردانهء ] خود برنگشت ، عاقبت الامر ميان ايشان بقايمى « 3 » قرار گرفت
در خلال اين احوال كه خاطر سلطانى از حرمان فتح قلعه و مقاومت كوتوال آن عظيم آشفته و آزرده بود ، جمعى از شياطين الانس آغاز وسوسه كرده ، بعرض رسانيدند ، كه پيوسته از جانب ابراهيم ميرزا قاصدان پيش گوهرشاد بيگم 26 آمدوشد مىكنند ، و از احوال لشكر و اخبار ديگر خبر مىبرند و مىآرند ، مبادا كه بموجب كريمهء :
إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ،
از منشاء غدر و مكر او صورتى ظاهر گردد كه تداركپذير نباشد ، لايق وقت آنكه از جانب كيد و فساد او خاطر بالكل مرفه شود ، نهم ماه رمضان سنهء مذكوره ، آن ملكهء ملك نشان را شهيد كردند . به حكم :
ان آثارنا تدل علينا
رفعت همت ، و رتبت دولت ، و آثار خيرات ، و آيات مبرات او از شرح مستغنى است « 4 » ، [ و منزل و مقام آن بانوى كبرى را غارت عام كردند ] .
و درين سال سه مال و سه شكرانه از رعايا ستانيدند ، اول : شاه محمود ميرزا .
دوم : « 5 » [ سلطان ] ابراهيم ميرزا . سيوم : « 6 » [ سلطان ] ( ميرزا ابو ) سعيد .
هامش
( 1 ) - مج : سلطانى . مك . س : سلطان .
( 2 ) - مج : كردند آن شيرمرد حلال نمك از عقيدهء مردانه خود برنگشت .
مك . پا : كردند و او از عقيده خود برنگشت .
( 3 ) - بقايمى : ؟
( 4 ) - مج . پا : و منزل و مقام آن بانوى كبرى را غارت عام كردند .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 5 ) - مج : دوم سلطان ابراهيم . مك : دوم ابراهيم .
( 6 ) - مج : سيوم سلطان سعيد . مك . پا : سيوم ميرزا ابو سعيد .