پسنديده رعايا را دلدارى « 1 » ( داده ) [ و ] دارائى نمود ، و جراحات جارحات ايام را بمرهم مرحمت التيام داد ، و در عيد اضحى جهت بيگم « 2 » [ شهيد گوهرشاد بيگم ] آش بزرگ ترتيب كرد .
و چون شاه محمود ميرزا از حرب ابراهيم ميرزا عنان تافته - چنانچه ذكر آن گذشت - « 3 » [ بجانب ] مشهد رفته بود ، « 4 » ( بعد چند وقت متوجه استراباد گشت ) ، و امير بابا حسن - كه والى آن ديار بود - بشرايط نيكو بندگى قيام نموده ، اسباب جمعيت او انتظام يافت ، « 5 » ( و ) [ سلطان ] ابراهيم ميرزا چون ازين صورت وقوف يافت ، « 6 » [ عنان ] عزيمت بجانب مازندران تافت ، و از آنجانب شاه محمود ميرزا با سرخيلان خراسان ، و گردنكشان جرجان در جنبش آمده ، از استراباد روان گشت ، و در مقابل ابراهيم ميرزا آمده صف مصاف از طرفين بركشيدند ، و بجنگ و جدال روى به يكديگر آورد .
و درين فرصت ميرزا جهانشاه تركمان - كه مدتها در خيال استخلاص مازندران بود - با سرداران « 7 » ( آن ) نواحى فرصت غنيمت دانسته ، از « 8 » [ رى ب ] راه عقبهء صندوق شكن بولايت جرجان درآمد . و ميرزا شاه محمود چون اين خبر شنيد سراسيمهوار
هامش
( 1 ) - مج . پا : دلدارى و دارائى نمود .
مك : دلدارى داده دارائى نمود .
( 2 ) - مج : شهيد گوهرشاد بيگم . مك . پا : اين عبارت را ندارد .
( 3 ) - مج . پا : گذشت - بجانب مشهد .
مك : گذشت بمشهد .
( 4 ) - مك : ( بعد چند وقت متوجه استراباد گشت ) .
مج . پا . س : اين عبارت را ندارد .
( 5 ) - مج . پا : يافت سلطان ابراهيم .
مك : يافت و ابراهيم .
( 6 ) - مج . پا : يافت عنان عزيمت . مك : يافت عزيمت .
( 7 ) - مج . پا : سرداران نواحى .
مك : سرداران آن نواحى .
( 8 ) - مج : از رى به راه عقبهء صندوق شكن .
مك . پا : از راه عقبهء صندوق شكن .