تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ابراهيم درين فرصت بنابر اعتماد غلطى كه بر امير شير حاجى داشت كه در بلخ بود ، عزيمت بلخ نموده ، ناگاه در راه با سپاه سمرقند ملاقى شد ، و از جانبين رايات مكاوحت برافراشته جنگى عظيم كردند ، چون لشكر سمرقند از حد چون و چند متجاوز بود ، ابراهيم ميرزا شكست يافته بجانب جرزوان 25 رفت ، و آنجا جمعيتى پيدا كرده بهرات آمد ، و چند روز توقف نموده متوجه مشهد گشت ، در عقب شاه محمود ميرزا چنانچه سبق ذكر يافت ، و سلطان سعيد كه از جيحون عبره كرده ] « 1 » بسرعت تمام همچون قمر طى منازل ميفرمود ، و هيچكس را مجال سبقت نميداد ، كه پيشتر از رايت ظفرپيكر خبر توجه او بهرات نرود ، تا بيست و پنجم شعبان در جانب شمال قريه « سقلمان » نزول فرمود ، و اكابر شهر استقبال نموده ، روز ديگر از « درب قيچاق » بهرات « 2 » [ در ] آمده ، بباع شهر كه تختگاه قديم سلاطين سلف بود ، « 3 » [ بيت ] :
تختگه تاجوران بلند * گشته ز اقبال شهان بهره‌مند
جلوس « 4 » [ همايون ] فرمود ، و جمعى از معتمدانرا پيش مولانا احمد يساول كه كوتوال حصار اختيار الدين بود فرستاده ، او را بمراتب بلند و مناصب ارجمند وعده داد ، مولانا احمد جواب فرستاد كه ولىنعمت من خانهء خاص خود به من سپرده ، كافر نعمتى باشد كه جاى او به ديگرى دهم ، سرى دارم در راه او خواهم باخت ، و تا او در جهان باشد ، و من زنده باشم اين قلعه به كسى نخواهم داد ، قاصد آن خبر باز رسانيد ، سلطان سعيد از باغ شهر بيرون آمده ، و با گوهرشاد بيگم ملاقات فرمود ، و باغ زاغان را مقر سرير سلطنت ساخت . و در آن زمين خلد آيين رايت اقامت برافراخته ، به ترتيب اسباب محاصرهء قلعهء و محاربهء مولانا احمد فرمان داد ، و مدتى روزگار ، از غرهء صباح ، تا طرهء رواح نايرهء
هامش
( 1 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 2 ) - مك . پا : بهرات آمده . مج : بهرات درآمده . ( 3 ) - مج : بيت . پا . مك : ندارد . ( 4 ) - مج . پا : جلوس همايون فرمود . مك : جلوس فرمود .