و مصالحت پيش سلطان سعيد فرستاده بود ، و سلطان سعيد بعد از ملاقات فرموده كه چون بهرات رسيم بموجب مقتضاى وقت قيام رود - ، و درين وقت بدروازهء ملك رسيد ، « 1 » [ و ] مولانا احمد يساول و قرابهادر كه از جانب ابراهيم ميرزا بودند دروازها بسته بودند ، پل روانرا « 2 » [ نيز ] بركشيدند ، « 3 » و جناب شيخ الاسلامى ما بين پل و دروازه متحير بماند « 4 » ، تا امير جلال الدين و سيد مزيد بهادر كه عمدهء دولت سلطان سعيد بود رسيد و قاضى و اكابر « 5 » ( هرات ) بدروازهء ملك آمده در را گشادند ، و مردم بسيار از سپاه سمرقند در شهر درآمدند ، و بىجنگ و نزاع هرات « 6 » ( مسخر و ) مفتوح گشت ، « 7 » [ و مولانا احمد ، و قرابهادر ، حصار اختيار الدين را پناه ساختند ، و در استحكام آن اهتمام نمودند ] .
هامش
( 1 ) - مج : و مولانا . مك . پا . س : مولانا .
( 2 ) - مج : روانرا نيز بركشيدند .
( 3 ) - مج : بركشيدند و جناب شيخ الاسلامى ما بين پل .
مك . پا : بركشيدند و مشار اليه ما بين پل .
( 4 ) - مك : تا امير جلال الدين و سيد مزيد كه عمدهء دولت سلطان .
مج : پا : تا امير سيد مزيد بهادر كه عمدهء دولت سلطان .
( 5 ) - مك . پا : و اكابر هرات بدروازهء . مج : و اكابر بدروازه .
( 6 ) - مج : هرات مسخر و مفتوح . مك : هرات مفتوح .
( 7 ) - عبارت : [ و مولانا احمد و قرابهادر در حصار اختيار الدين را پناه ساختند ، و در استحكام آن اهتمام نمودند ] ، از زيادات نسخه مج مىباشد و از مك و پا و س محذوف است .