چمن پنجم از روضهء هفدهم در جلوس ابراهيم ميرزا بر فراز مسند سلطنت انتما
سلطان ابراهيم كه از حبس خلاص يافته « 1 » [ بود ، و ] بجانب ( آب ) مرغاب رفته ، بعد از ارتكاب چندين شدايد و محن ، و احتمال انواع مكايد و فتن ، سپاهى فراهم آورده « 2 » عزيمت هرات فرمود ، و صباح سهشنبه هفتم رجب نزديك بباغ مختار رسيد . و شاه محمود ميرزا بعزيمت فرار ركاب سرعت گران ، و عنان نهضت سبك گردانيده ، متوجه مشهد مقدس گشت ، و امير شير حاجى بجانب حصار نرتو « 3 » [ بيرون ] رفت ، و هرات بىمنازع و معارضى « 4 » [ سلطان ] ابراهيم ميرزا را مستخلص شد ، و هم در روز مذكور بباغ مختار نزول فرمود و جمعى از عقب گريختگان فرستاده ، چندى را گرفتند ، و بعضى را كشتند ، و بعضى را گذاشتند . و [ سلطان ] « 5 » ابراهيم ميرزا بعد از اداى شكر « 6 » [ تأييد ] الهى بر سرير سلطنت و پادشاهى ، و مستقر خلافت آبا و اجداد جمشيد اقتدار خود استقرار فرمود ، و چند روز ( از ) « 7 » محنت سفر و سرگردانى و تفرقهء روزگار برآسود . و اواسط شعبان بعزم استيصال شاه محمود ميرزا توجه نمود ، شاه محمود ميرزا كه بمشهد رفته بود ، امراى بابر ميرزا از اطراف خراسان پيش او جمع شده بودند و متوجه هرات گشته « 8 » ، [ و ] در [ نواحى قصبهء
هامش
( 1 ) - مج : يافته بود و بجانب مرغاب .
مك : يافته بجانب آب مرغاب .
( 2 ) - مج : آورد . مك . پا : آورده .
( 3 ) - مج . پا : نرتو بيرون رفت . مك : نرتو رفت .
( 4 ) - مج . پا : معارضى سلطان ابراهيم . مك : معارض ابراهيم .
( 5 ) - مج : گذاشتند و سلطان ابراهيم . مك . پا : گذاشتند و ابراهيم .
( 6 ) - مج : شكر تأييد الهى . مك . پا . س : شكر الهى .
( 7 ) - مك . پا . س : دور از محنت . مج : روز محنت .
( 8 ) - مج : گشته و در نواحى قصبه كوسويه نزديك .
مك . پا : گشته در نزديك .