تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

چمن سيوم از روضهء هفدهم « 1 » [ در فرستادن بابر خان امير خليل را بجانب سجستان

چون بابر ميرزا بدولت و اقبال از ماوراء النهر بجانب بلدهء فردوس مثال هرات معاودت نمود ، در سنهء تسع و خمسين و ثمانمايه امير خليل را - كه فعيلى بود بمعنى فاعل از « خلل » نه از « خلت » - به طرف سجستان نامزد فرمود ، چه ملك حسين ولد ملك على از متابعت طريق آبا و اجداد كرام خود تجاوز نموده ، طبقهء باج و خراج كه پدران او هميشه ميگذارده‌اند در توقف داشته بود ، امير خليل بموجب فرمان متوجه شد ، چون ملك حسين در مقام عصيان و طغيان راسخ بود ، مردم بسيار جمع كرده در استحكام شهر و قلعه مالا كلام نموده بود ، امير خليل بمدد محتاج گشته عرض كرده كومك طلبيد ، بابر ميرزا امير اويس ترخان را با جمعى امرا ارسال نمود ، و بامير خليل ملحق شده همه بيكبار يكران تا دروازهء سجستان راندند ، ملك حسين پناه بحصار برده شهر را استوار ساخته بود ، و جمعى مردم سيستان از سر لاف و گزاف پيش آمده ، با قراول امرا آهنگ جنگ كردند ، و عدد بسيار بقتل رسيدند ، باقى مردم سجستان در چهار ديوار قلعه خزيده سر در كشيدند ، و سپاه ظفرپناه امراى بابر ميرزا دايره‌كردار شهر را چون نقطه در ميان گرفتند ، ملك حسين چون دانست كه خيال او محال بود و قوت مقاومت ندارد ، و رعاياى
هامش
( 1 ) - روضه هفدهم در نسخه مج مشتمل بر پنج چمن و ساير نسخه‌هاى مورد استناد شامل چهار چمن مىباشد . و عبارت : [ در فرستادن بابر خان امير خليل را بجانب سجستان . . . و بفتوى و حكم شرع آويختند ] - س 2 ص 180 تا س 3 ص 183 - اعنى عمدهء مطالب چمن سيوم از زيادات مج مىباشد ، و در مك . پا . و س محذوف است و واقعه وفات سعد الدين الكاشغرى در مج در آخر چمن سيوم ، و در مك . پا و س در چمن چهارم مذكور مىباشد . و نيز وقايع رفتن بابر بمشهد و وفات او در آنجا ، و حوادث بعد از مرگ او در مج در چمن چهارم و در مك . پا و س در چمن سيوم مذكور است . و در تقديم و تاخير و زياده و نقصان مطالب و عبائر نيز ميانه نسخه‌هاى موجوده اختلافاتى وجود دارد .