چمن اول از روضهء هفدهم در ظهور سلطنت و تأييد خاقان سعيد [ سلطان ابو سعيد ] ( انار إله برهانه )
[ چون ] حضرت آفريدگار جل سلطانه و عظم برهانه ، بحكمت شامله و قدرت كامله ، فرق ميمون ، و ذات هميون پادشاه عالىشأن و خاقان رفيع مكان سعيد شهيد ، سلطان ابو سعيد ميرزا [ را ، انار إله مرقده ] - كه شمهء از ذكر او گذشت - شايستهء تاج و هاج سلطنت و سزاوار دواج موفور الابتهاج خلافت آفريده بود ، و ( خطباء ) الطاف ( مهيمن ) بيچون بر فراز منبر نه پايهء گردون ، خطبهء بليغ « كذا » :
انا جعلناك خليفة فى الارض ، بنام همايون او خوانده ، و به حكم : [ ان ] ارباب الدولة ملهمون ، پرتو آفتاب اين معنى از مطلع خجستهء :
سبقت العناية فى البداية ، ظهرت الولاية بالنهاية ، بر پيشگاه او تافته ، و از ( مبشران ) عواطف الهى ، و منهيان بارگاه پادشاهى ، نويد روحپرور ، روحگستر ، كه :
[ خواجو كرمانى ] :
ملك جهان زان تو خواهد شدن * بخت بفرمان تو خواهد شدن
يافته ، [ و ] ( در ) نجد ، و غور [ بلاد ] و ديار با جمعى از جانداران خدمتگار ، و خدمتگاران ، جاندار ، بحسن تدبير روزگار ميگذرانيد ، و ملازمان و يك جهتان را بتأييد ( ات ) آسمانى ، و ارتقا بمعارج سلطنت و جهانبانى اميدوار ميگردانيد ، و كورباطنان و تاريك خاطران او را به چشم حقارت ميديدند ، و بسر حكمت ازلى نمىرسيدند ، از كوته نظرى از صورت بكمال مآل بينا نبودند ، و نميدانستند [ كه ] .