تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

چمن دويم از روضهء شانزدهم در محاربهء [ ابو القاسم ] بابر ميرزا با امراى سلطان محمد ميرزا

چون بابر ميرزا بقلعهء عماد رسيد ، امير محمد صالح كه فتح قلعهء مذكوره بسعى جميل ، و اهتمام جليل او دست داده بود ، شرايط بندگى و خدمتكارى بظهور آورد ، پس بابر ميرزا از قلعه بيرون آمده بجانب استراباد رفت ، و چند روز در آن نواحى بوده ، جمعيت تمام او را حاصل آمد ، و « 1 » [ سلطان ] محمد ميرزا را همگى خاطر « 2 » [ بتدارك ] او متوجه بود ، « 3 » اولا علاء الدوله ميرزا را - كه چند وقت در سايهء اهتمام داشت - ناحيهء گرمسير و باختر زمين داد ، و او را بدان جانب فرستاد ، و « 4 » جمعى امراى سپاه و اعيان درگاه را فرمود كه باتفاق امير حاجى محمد قنا شيرين بجانب بابر ميرزا روان شدند ، چون امرا بولايت نسا رسيدند ، بابر ميرزا از استراباد « 5 » [ باز ] آمده بمشهد [ راز ] « 6 » رسيده بود ، امرا با يكديگر گفتند ، و هم و هراس بخاطر [ راه ] نمىبايد داد ، و از خارخار « 7 » شوكت خصم نمىبايد انديشيد .
هامش
( 1 ) - مج : حاصل آمد و سلطان محمد ميرزا . مك : حاصل آمد و محمد ميرزا . ( 2 ) - مج : خاطر بتدارك او متوجه . مك : خاطر او متوجه بود . ( 3 ) - مج : او علاء الدوله . مك : اولا علاء الدوله . ( 4 ) - مك : و جمع امراى سپاه . مج : و جمعى امراى سپاه . ( 5 ) - مج : از استراباد بازآمده بمشهد راز رسيده . مك . پا : از استراباد آمده بمشهد رسيده . ( 6 ) - « مشهدراز » : مشهدرزه يا مشهدريزه مراد است به ص 228 جلد اول مراجعه شود . ( 7 ) - خارخار : چو چارپار ؟ ؟ ؟ : خارش و كنايه از تعلق خاطر . فرهنگ رشيدى و برهان
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 159 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى