و در سنهء اثنى و خمسين و ثمانمايه او را از درج سلطنت درى ، و از برج خلافت ( درجى ) بظهور آمد ، [ و در شب شانزدهم صفر در ولايت جرجان « 1 » و جلال الدين ] شاه محمود نام يافت ، و عارفان دقايق و درجات تنجيم ، و واقفان [ احكام و ] آثار زيچ و تقويم تفحص طالع [ فرخنده مطالع ] ، و احتياط دوازده خانهء طالع [ و سير كواكب و ] تحقيق احوال طالع و قواطع و مقاطع نمودند ، و حكم بر طالع مسعود ، و عاقبت محمود فرمود [ ند ] ، بعد از آن به ترتيب جشنى خسروانه ، و طوى پادشاهانه فرمان يافت ، و دست درفشان بابرى كه در باران كرم چون برق خندهء تعنت برابر بهارى ميزد ، مانند سحاب نيسان درافشان شد .
و فراشان چابكدست شادروان شاهى و سراپردهء ( شهنشاهى ) برفراز غمام ، و قبهء فلك نيلى خيام برافراشتند :
« 2 » رياضى [ رح ] :
فراوان بارگه بر پاى كردند * زمين را چرخ انجم راى كردند
ز هر سو پرده بر خرگاه بستند * تتق بر مهر و در بر ماه بستند
زده بر سبزها خرگاه و چادر * چو بر خضراى گردون مهر انور
ساقيان ماه طلعت هلال ابرو [ ى ] شراب شفق رنگ در جام بلورين گردان ساختند ، و مطربان خوشالحان چون هزاردستان بهزار د [ ا ] ستان نواى شادمانى و صداى كامرانى در طاق و رواق گردون انداخت ، از پرتو [ ى آفتاب ] شراب ريحانى عارض خوبان گونهء لعل بدخشانى گرفت ، و از شعاع اقداح ارغوانى چهرهء مهرويان فروغ ياقوت رمانى پذيرفت .
هامش
( 1 ) - ظاهرا درين جا عبارتى از متن حذف شده است : و چون اين عبارت از زيادات نسخه مج است اصلاح آن ميسر نشد .
( 2 ) - رياضى : از شعراء دربار هرات و معاصر اسفزارى بوده ، گويا منظومه در شرح حالات سلطان حسين ميرزا بايقرا سروده كه قطعه متن و دو قطعهء پيش از آن از آن مثنوى است . خواند مير اشاره به اين مثنوى كرده گويد :
« و حالا بنظم صادرات افعال و واردات احوال صاحبقران اشتغال دارد » .
( خلاصه الاخبار فى احوال الاخيار - خواندمير - نسخه مخطوطه كتابخانهء مجلس ) .