تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
بودند ، علاء الدوله ميرزا اطلاق نمايد ، بدان قرار عمل نفرمود ، و چند نوبت عبد اللطيف ميرزا كس فرستاده ايشان را طلب داشت ، بقبول اقتران نيافت - در مقام انتقام آمده ، چون خبر ميرزا صالح استماع نمود ، ايلغار كرده بر سر ميرزا صالح تاخت ، و عقد جمعيت او را در يك حمله متفرق ساخت ، چنانچه ميرزا صالح آن مقدار فرصت يافت كه خود را باسب رسانيد ، و سوار شده بتعجيل مىتاخت تا بعلاء الدوله ميرزا رسيد ، و صورت حال بازگفت ، علاء الدوله ميرزا برآشفته نوكران عبد اللطيف ميرزا را كه محبوس داشته فرمود تا كشتند ، و لشكرها جمع آورده عزيمت بلخ نمود ، ( و ) در فرصتى كه ، [ ع ] :
باد پاى آب را دردى بآهن بسته بود ،
و سپاه كينه‌خواه بهمن لشكر اثير اثر خزانرا بتير باران مطر و پيكان آبدار از ژاله شكسته ، و تا وقتى [ كه اعلام ] احتشام او در نواحى قبة الاسلام بلخ افراخته نگشت عنان عزيمت صبا سرعت بازنكشيد ، عبد اللطيف ميرزا استحكام بروج و باره ، و دروب ، و شهربند ، نموده كس پيش پدر فرستاد ، [ و ] از صورت واقعه اعلام داد ، الغ بيك ميرزا ايلچى فرستاده ، و بميرزا علاء الدوله اعلام نمود ، كه چون بناى مصالحهء بين الجانبين استحكام يافته ، [ انهدام ] آن لايق دولت نيست ، در استمرار آن بايد كوشيد ، تا سبب زيادتى اعتقاد و مودت گردد ، و اگر عبد اللطيف خفتى ورزيد ، و سرعتى نمود ، مناسب آن بود ، كه بدين جانب اعلام كردى تا منع او ( نموده ) ، تدارك مافات بجاى آوردى ، اكنون مصلحت وقت در آنست كه به حكم : العود احمد معاودت نمايد ، و لشكر را از مزاحمت رعايا و برايا منع فرمايد ، علاء الدوله ميرزا بعد از آنكه سپاه او در آن ولايت خرابى و ويرانى بسيار كرد [ ه بود ] ند مراجعت نموده در حوالى جيجكتو باحداث حصارى فرمان داد ، و چون از شدت سرما و كثرت بارندگى مجال خشت پختن نبود هرجا در آن ديار منازل ، و بقاع خيرات بود يساقيان [ ويران ساخته ] خشتهاى پخته را آوردند ، و آن حصار را باتمام رسانيدند ، و چون غذا جز گندم بريان چيزى نمىيافتند ، آن قلعه را « قورماج » نام كردند . و علاء الدوله ميرزا بجانب [ دار السلطنه ] هرات عزيمت فرمود ، و [ ابو القاسم ] بابر ميرزا در مازندران استقلال تمام يافته سارى و ضمايم و ملحقات او را نيز در تصرف آورد .