تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

سيد حسن غزنوى :

اجل خنده‌زنان يعنى بپاى خويش مىآيد * بطاس اين گژدم كور و به خط اين گرزه مار كر گرفته شومى طغيان نكبت دامنش ورنى * رود بز پيش قصاب و رود خر نزد پالانگر
امير يساول جمال الدين محمد سام و ياران او را گرفته ببوجاى سپرد ، و گفت بموجب حكم [ پادشاه ] اولجايتو سلطان ايشانرا بسياست رسان و از رودخانهء هرات برو كه حكم يرليغ برين جمله است ، كه بوجاى جز خصمان خون پدر و برادران خود بهيچكس ديگر تعرض نرساند ، روز ديگر بوجاى تاج الدين يلدز و لقمان غورى را با بيست تن از نامداران بكشت ، و جمال الدين محمد سام را نيز بعد از چند روز حبس و قيد به حكم امير يساول [ بقتل آورد ، و از هرات برفت ، بعد از آن امير يساول ] اعيان و ارباب هرات را طلب داشته ، گفت يرليغ پادشاه اولجايتو سلطان بر آن جمله است كه هيچكس بر رعيت هرات تعدى و دست‌اندازى نكند ، بايد كه همه به شهر بازآيند ، و بمهمات خود اشتغال نمايند ، روز ديگر جمع خلايق به شهر آمدند ، و هركس بر جاى خود قرار گرفته ، سجدات شكر حضرت الهى بجاى آورد . [ بعد از آن احوال محاصرهء حضرت امير بزرگ بود هرات را ، چنانچه مذكور شد ، ديگر وقايع زمان حضرت شاهرخ سلطان و اخلاف مسطور ميگردد . ]