رقص مىكردند ، بازى خوبى درآوردند ، خيلى هنر مىكردند ، كمانچه و موزيكان هم مىزدند .
روز سهشنبه 6 [ رمضان ] :
امروز بايد برويم صوفيان ، در روزنامه سفر سابق نوشته بودم كه راه چهار فرسنگ است خير درست پنج فرسنگ نيم سنگين است . صبح برخاسته رخت پوشيديم ، حاجى حيدر آمد ريش تراشيد ، حرم رفته بودند ، عزيز السلطان هم رفته بود ، ما هم بيرون آمديم امين السلطان نبود ، حمام رفته بود ، وليعهد ، اميرنظام ، ساير مردم تبريزى و طهرانى همه بودند از در [ 60 ] باغ شمال بيرون آمده سوار اسب شديم . ديروز كه خانه اميرنظام رفتيم از در خانه ساعد الملك گذشتيم ، امروز هم تا در خانه ساعد الملك از راه ديروزى رفتيم ، بعد پيچيديم طرف دست چپ از راهى كه منتهى مىشود به رودخانه آجى ، بعد سوار كالسكه روباز شده رانديم از محله سرخاب گذشتيم و از محله امير خيز « 70 » هم گذشتيم آخر شهر رسيديم به رودخانه آجى كه آن هم جزء محله امير خيز است ، راه كالسكهاش همهجا وسيع و خيابان است ، طرفين راه از باغ شمال الى آجى باز مثل روزهاى پيش جمعيت زياد بود زن و مرد ايستاده بودند داد مىزدند ، همه دعا مىكردند ، شهر تبريز زنها و دخترهاى بسيار بسيار خوشگل دارد ، همه زنها و دخترهايش خوشگل هستند ، من در هيچ شهر آنقدر خوشگل نديدم ، زنهاى ارمنى و فرنگى هم زياد بودند آنها هم خوشگل بودند ، شهر تبريز خيلى تميز و آباد و منظم است ، اعيان و بزرگان و تجار تبريز همه در خانههاشان هركدام دو فانوس زدهاند هر شب با چراغ لامپه مىسوزد ، بيگلربيگى هم بود عقب سر ما بعضى فضولىها مىكرد ، وليعهد ، اميرنظام و سايرين همه بودند ، از در باغ شمال كه سوار شديم الى رودخانه آجى كه آخر شهر است درست يك فرسنگ راه رفتيم ، بيرون شهر هم باز جمعيت زياد بود ، آخر شهر هنوز به رودخانه نرسيده خيلى راه مانده است . به رودخانه برسد ، نهر زيادى از رودخانه بريدهاند مىبرند پائينها زراعت مىكنند ، هر نهرى به قدر يك رودخانه است ، به قدر صد نهر بيشتر ديديم ، آنقدر آب كه از رودخانه مىگذرد همان قدر هم نهر بريدهاند ، تمام آب اين رودخانه زراعت مىشود ، يك مثقالش « 71 » هدر نمىرود خود رودخانه هم آب زياد گلآلود دارد ، منبع اين رودخانه از سراب است ، دم پل كه رسيديم سوار اسب شده از پل آجى گذشتيم ، پل را تعمير كردهاند ،
هامش
( 70 ) . اصل : اميره خيز
( 71 ) . اصل : مسقالش