تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
بودم و وقت نداشتم موقوف كرده سوار كالسكه شده آمديم باغ شمال ، يك راست رفتم حمام رخت عوض كرده ، پيشخدمت‌ها بودند ، ميرزا محمد خان و باشى امروز مسهل سنا خورده بودند از زير مسهل خوب بيرون آمده بودند . شام را مردانه خورديم ، بعضى اصحاب بازى امشب وليعهد خبر كرده است حاضر شده‌اند كه بازى درآوردند ، بعد از شب بازى درخواهند آورد ، تفصيل و معلومات آنها را بعد [ 59 ] مىنويسيم ، توى باغ امير نظام عليخان پيشخدمت والىزاده حاكم ارومى به رسم قديم تاريك‌خانه داشت و آورد و يك عكس ما را انداخت . دو حكيم هم امروز منزل وليعهد ديده شد يكى پسر كاسترلى بود يكى هم انگليسى و حكيم تلخى بود و حالا حكيم وليعهد است . اسامى اولادهاى وليعهد و زنهاى او از اين قرار است : اعتضاد السلطنه ، عزت السلطنه مادرشان ام الخاقان است ، شعاع السلطنه مادرش نزهت السلطنه دختر اسمعيل ميرزا است ، ابو الفتح ميرزا ، ابو الفضل ميرزا ، عشرت السلطنه ، ملكه خانم ، مادرشان صغرابيگم ده خارقانى است ، ناصر السلطنه سرور الملوك ، ملك الملوك ، اشرف الملوك ، نصرت الملوك مادرشان سرور السلطنه است ، ضياء الملوك ، طوبى خانم ، مادرشان مينا است ، شاه بيگم خانم دخترخاله از سوچ‌بلاق آمده بود اندرون وليعهد او را ديدم عزت إله خان پسرش هم آمده است ديده شد . امروز وقتى خانه وليعهد مىرفتيم در آسمان دور آفتاب هاله و منطقه‌اى ديديم خيلى بزرگ و قشنگ مثل قوس و قزح مىنمود ، دور تر از آن يكى ديگر هم خيلى بزرگتر و پررنگ‌تر بسته شده بود خيلى شبيه به عجايبيست كه در قطب شمال پيدا مىشود ، خيلى خيلى قريب بود . خانه وليعهد كه بوديم زنهاى وليعهد آمدند ، سان دادند در حقيقت همه كثيف و بدگل و متعفن از سرور السلطنه‌اش تا آنهاى ديگر ، همه كثيف و خيلى بد بودند . اما يك زن قد بلند بسيار خوشگل بود ، دختر فرمانفرما فريدون ميرزاى مرحوم است زن نوروز خان چاردولى است ، خيلى خوشگل بود ، كوكب الحاجيه دختر ميرزا آقا خان صدر اعظم مرحوم كه زن حاجى صدر الدوله است در خانه وليعهد ديده شد . شب هم كه بازيگرها آمدند ، اينها همه تبريزى هستند ، هفت هشت ده نفر بودند ، يك رقاص گردن كلفتى داشتند خوشگل هم بود ، يك رئيس هم داشتند ، مرد كوتوله سياه چهره‌اى بود سبيل داشت خودش مىرقصيد ، لاله را ده ذرع هوا مىانداخت و مىگرفت ، معلق مىزد لاله را از زير پاى خودش درمىكرد ، خيلى بازى معقولانه كردند ، كارهاى غريب مىكردند آدم بازى مىكردند ، سه نفر روى هم سوار مىشدند ، روى سر هم مىايستادند