تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
هم گرم بود ، زياد گشتيم [ 241 ] بعد سوار شده مراجعت به منزل نموديم ، وزير امور خارجه و مهماندار ما جنرال ب د هردو آدم بامزه هستند ، خصوصا وزير خارجه كه خيلى لوطى است ، با وزير خارجه آشنا شدم ، تمام اين فرنگىها معلوم شد لوطى و جنده‌باز هستند ، متصل وزير خارجه به اين زن‌ها نگاه مىكرد ، اين بنيه كه اين فرنگىها دارند به همين واسطه است كه متصل در عيش هستند ، ته كار را درآوردم معلوم شد وزير خارجه خوب كمانچه مىكشد و اغلب پيش زن پادشاه است ، اين كمانچه مىكشد و زن پادشاه ساز ديگر مىزند ، زن‌ها و دخترهايشان مىرقصند شب راحت كرديم ، عمارت كه امشب رفتم شوراى بلدى است .

يكشنبه بيست و سيم شوال :

امروز صبح از خواب برخاستيم ، لباس پوشيديم ، ديديم جلو عمارت هنگامه غريبى است ، جمعيت زياد جمع شده است ، معلوم شد امروز روز عيد بزرگى است موسوم به فط ديو يعنى عيد خدا ، در مقابل عمارت در پهلو يك طرف بنائى از چوب و تخته ساخته بودند ، خيلى بلند در آنجا صورت مريم را گذاشته بودند ، ده دوازده پله بود ، با دست‌انداز بالاى پله‌ها جائى ساخته بودند صورت مريم را از چوب سفيد ساخته آنجا گذاشته بودند و بالاى سر صورت بناى مرتفع بود ، همه را با گل و سبزه زينت داده بودند ، هرسال اين صورت را در اين موقع روبروى عمارت مىگذاشتند ، امسال به واسطه بودن ما در يك طرف گذاشته‌اند كه مردم رو به صورت مىايستند و دعا مىخوانند يا تماشا مىكنند پشت به ما نشود و اين كمال احترام بود و خيلى اهميت داشت كه در همچو عيد مذهبى رسم قديم خود را تغيير بدهند ، اين بنا را از بالكن عمارت تماشا كرديم ، جمعيت زن و مرد به طورى بود كه در تمام امتداد خيابان زمين ديده نمىشد ، امروز بايد تمام زن‌ها يك دسته گل مصنوعى به كلاه بزنند ، آنها كه ندارند مىخرند ، بازار گل‌فروشها رواجى دارد ، همه دخترها و زن‌ها بزك كرده و گل‌زده آمده بودند ، تمام پنجره‌ها از زن و مرد پر بود ، تماشا مىكردند ، ما هم در بالكن بوديم ، كم‌كم جمعيت زياد مىشد تا عدد آنها خيلى زياد شد ، در اين خيابان و اطراف صورت مريم بيست هزار آدم هست ، بعد از چند دقيقه سر دسته‌ها باز شد ، يك دو دسته سرباز بود ، دسته‌هاى موزيكان‌چى در فاصله دسته‌ها كسبه شهر و بزازها و بعضى از معتبرين و نجبا دسته داشتند ، لباس‌هاى سياه پوشيده شمع بلندى با مايه شمع روشن كرده در دست داشتند ، دسته‌اى هم كشيشها بودند ، با