تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مىشويم ، كوچه‌ها و بازار در پائين ديده مىشود ، مثل چاه ، مردم تعارف مىكردند ، هورا مىكشيدند ، جواب مىداديم . اهالى هلند خيلى گل‌دوست هستند ، حتى پيرزنها و فعله‌ها بايد در پنجره اطاق خودشان گل داشته باشند ، هرقدر فقير باشند بايد صبح در بازاريكه گل مىفروشند گل بخرد و گلدانهاى خود را تازه كند ، بسيار باصفا است ، از اينجا گذشتيم رسيد [ يم ] به درژخ ، قصبه‌ايست ، از يك پل كوچك آهنى گذشتيم ، وارد قصبه شديم ، قصبه بسيار قشنگى است ، تمام گل است ، جلو خانه‌ها تمام كوزه گل چيده‌اند ، از آنجا به فاصله ده دقيقه كه گذشتيم رسيديم به پل معروف كه در روى رودخانه كه مركب است ، آبش از رودخانه مز « 237 » و رن « 238 » كه در اينجا عرض بسيار طولانى به هم مىرساند و داخل دريا مىشود و بايد راه‌آهن از اين پل بگذرد تا رسيديم در اول رودخانه و پل ، قدرى راه‌آهن ايستاد به واسطه اينكه راه‌آهن ديگرى از جلو مىآمد راه‌آهن آمد مثل ديو از پل گذشت ، بعد ما هم از پل گذشتيم ، اين پل سيزده پايه دارد ، مىنويسم سيزده پايه ، تصور مىشود كه پايه‌هاى پل مثل پل حاجى ميرزا بيك است كه بر روى رودخانه شور بسته است ، فاصله هر پايه قريب به دويست و پنجاه ذرع است ، پايه‌ها تمام از آجر است و سيزده طاق دارد كه طاق‌ها تمام از آهن است و تقريبا سه هزار ذرع طول اين رودخانه است ، بر روى آهن سطح پل تخته كشيده‌اند و راه‌آهن از روى تخته مىگذرد ، اين پل قابل است كه از جاى دور محض تماشا اينجا بيايند و از عجايب دنيا محسوب است و راه‌آهن پنج دقيقه از روى پل مىگذرد ، از روى پل رودخانه مثل دريا به‌نظر مىآيد ، كشتىهاى بسيار بزرگ در رودخانه سير مىكند كه مىديديم ، خلاصه رفتيم رفتيم تا رسيديم به اس‌خس كه سرحد هلاند و بلجيك است ، اس‌خس خاك هلاند است ، در اينجا توقف شد ، مهماندارهاى هلاند مرخص شدند ، مهماندارهاى بلجيك آمدند داخل گار شدند ، تبريك ورود گفته ، كالسكه‌ها را عوض نكرديم ، با همان كالسكه‌ها به سمت انورس حركت نموديم در اس‌خس كه گار ايستاد يك دخترى وارد گار شد دسته گلى تقديم كرد و تقريرى به زبان فرانسه كرد كه اين بود كه اين دسته‌گل را در آخر خاك هلاند تقديم مىكنم ، اسم مهماندار جنرال « 239 » ب د است و كاپيتان پيكار . خلاصه رسيد [ يم ] به گار ، در گار تمام وزرا و صاحب‌منصبان نظامى و قلمى حاضر بودند ، پياده شديم و سوار كالسكه سلطنتى كه حاضر بود شديم [ 240 ] .
هامش
( 237 ) . موز ( 238 ) . راين ( 239 ) . اصل : جرنال
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 284 | ناصر الدين شاه قاجار