بودند كه اسامى آنها را در اينجا مىنويسيم . « 202 »
بعد از شام قدرى در طرف ديگر عمارت در ايوانى ايستاديم ، منظر خوبى داشت ، تمام شهر و پارك و درياچه پيدا بود ، جمعى هم زن و مرد در بيرون جلو عمارت جمع شده بودند ، بعد خواستيم در پارك گردش كنيم ، در كالسكه نشستيم ، راه همه سربالا است خيابانهاى پيچپيچ بود راحت بالا مىرود .
در جلو عمارت در قلهء بلندى بنائى كردهاند ، در همان تاريخ بناى عمارت بالاى آن مجسمه بزرگى است از هركول ، از آنجا آب مىريزد ، آبشار بزرگى مرتبهبهمرتبه در پائين آن است ، آبشارهاى ديگر به طرزهاى مختلف و وضعهاى طبيعى در ساير جاهاى جنگل ساختهاند ، همه را آب انداختهاند مخصوصا كه ما تماشا كنيم ، در بالاى عمارت و زير آبشار هركول درياچهايست فواره دارد ، آب زيادى از آن بيرون مىآيد و خيلى بالا مىرود ، مىگفتند پنجاه ذرع آب مىجهد ، اما به نظر من بهقدر شمس العماره آب مىجست كه تقريبا بيست و چهار ذرع بود ، ارتفاع شمس العماره بيست و چهار ذرع است ، خيلى باصفا بود ، آب به قوت زياد بيرون مىآمد و مثل گرد متفرق مىشد ، گفتند عمارت قديم ديگرى هم هست كه متعلق به دوكهاى قديم بوده چون ديروقت بود گفتيم فردا مىروم ، مراجعت كرده به طياطر رفتيم ، بعد از شام كه در پارك ويلهلمسهو گردش مىكرديم زنهاى زياد و دخترهاى زياد همه خوشگل در پارك بودند ، در هرجا دسته ايستاده بودند ، حقيقت خوشگل بودند ، خصوصا در كنار درياچه جلو فواره بزرگ پياده شديم تماشا كنيم ، زنهاى خوشگل خوب بودند ، پيرهزنى آنجا بود خيلى پير و متعفن به علاوه عينكى هم گذاشته بود ، من به او تعارف كردم يعنى ما با اين زنهاى جوان خوشگل قشنگ كه اينجا ايستادهاند كارى ندارم ، زنها ملتفت اين معنى شدند و خنديدند ، خنده درگرفت ، زن و مرد باهم خنديدند ، از آنجا يكسر آمديم در طياطر پياده شديم ، طياطر كوچكى است ، در نزديك سن لوژ كوچكى بود ، با جنرال كرولمان آنجا نشستيم و به زور جا گرفتيم ، عزيز السلطان و اتباع پيش از ما با ميرزا رضا خان آمده بودند ، آنجا بودند امين السلطان هم با ايرانيها در لژ ديگر نشسته بود .
امين السلطان بعد از پرده اول خسته بود ، خواب داشت ، رفته بود ، ما هم بعد از پرده دويم نمانديم ، بازى ايطاليائى بود به آلمان ترجمه شده ، از حرف زدن و ساز و خواندن
هامش
( 202 ) . در اينجا نيز صورت اسامى مدعوين در سفرنامه نيست اما عين اين صورت كه تهيه و تقديم شاه شده است در مجموعهء ديگرى از اسناد موجود در سازمان اسناد ملى ايران يافته شد . ر . ك تعليقات سند شمارهء 29 .