از ورشو تا اينجا سى و سه ورس است و بواسطه تلفن « 141 » اين قلعه به شهر وصل شده است . در ميان شهر ورشو اينجا دو پل بزرگ است ، اولى از روى رودخانه ويستول بسته شده ، دويمى از روى رودخانه بوك ناريو ، در مقابل قلعه رودخانههاى بوكو و ناريو چنانچه نوشتهايم به ويستول قاطى مىشود . در اين قلعه از براى سيصد هزار لشكر آذوقه از هر قبيل حاضر است . خلاصه بعد از آنها آمديم پائين سوار كالسكه شده رفتيم كنار رودخانه بورك و ناريو ، آنجا كشتى بخار دراز مقبول خوبى حاضر كرده بودند ، سوار كشتى شديم ، تمام همراهان و عزيز السلطان جابجا شديم و به طرف پائين كه آب مىرود رانديم ، اسمى كه اين كشتى دارد ( وشيلا ) است ، كوركو ، پاپف هم بودند با ساير صاحبمنصبها و رانديم ، ميوه خورديم ، صحبت مىكرديم و مىرفتيم ، از قلعه هم گذشتيم . بيست [ و ] يك تير هم توپ شليك كردند ، دو كشتى بخار كوچك هم از عقب ما مىآمد ، دو كشتى بزرگتر از اين دو تا هم از دور ديديم ، جمعيت داشت نزديك آنها هم شديم عقب ما مىآمدند ، بهقدر يك فرسنگى كه رفتيم مراجعت كرديم ، چندان صفائى نداشت خصوص با حالت رسمى و بودن كوركو و صاحبمنصبها و غيره كه شخص جز صحبت رسمى كار ديگر نمىتواند بكند . بالاخره برگشتيم و دوباره سوار كالسكه شده رفتيم توى قلعه ، يك برج كبوتر خانى بود رفتيم از پلهها بالا ، بهقدر دويست و پنجاه كبوتر بود مثل كبوترهاى چائى خيلى جلد كه در طهران هم هست . اينها كبوتر جنگى هستند كه در وقت جنگ كاغذ نوشته به بال آنها چسبانده به اطراف مىفرستند ، تماشائى نداشت ، همان برج كبوتر خان است ، چند كبوتر هم توى قفس كرده آورديم منزل كاغذ نوشته به بال آنها بسته ول كرديم ، رفتند به قلعه ، بعد سوار كالسكه شده رفتيم به گار ، سوار راهآهن شده آمديم منزل ، همينطور منزل بوديم تا ساعت 9 و نيم كه بايد برويم به تياتر عمارت لازنسكى كه در جزيرهاى امشب [ 136 ] بايد رقص كنند با پاپف سوار كالسكه شده رانديم ، وقتى رسيديم به پارك و جزيره جمعيت زيادى از مرد و زن در اين پارك جمع شده بودند كه راه نبود ، كوركو هم آنجا حاضر بود ، اين تياتر در زير آسمان است ، در اين پارك درياچهايست وسط آن جزيرهئى ، در آن جزيره تياتر است ، اين طرف و آن طرف جزيره كه تياتر مىشود و ديوارى ساختهاند كه يكى از آنها خراب است و مخصوصا خراب كردهاند كه اينطور به نظر بيايد كه در جزيره خرابى و جنگلى پريان مىرقصند .
جلو اين سن به شكل نيمهلال « 142 » جائى درست كردهاند كه مردم مرتبه به مرتبه
هامش
( 141 ) . اصل : طلفون
( 142 ) . اصل : حلال .