تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
خلاصه از توى باغ بيرون آمديم ، با اميرال و ميرزا محمود خان توى كالسكه بزرگ نشستم رسيديم به آدم و همراهان خودم ، قدرى كه رانديم رسيديم به محله يهودىها ، محله بزرگى آبادى تميزى ، خانه‌هاى سه چهار مرتبه مثل فرنگيها دارند ، جمعيت زيادى از يهود اينطرف و آنطرف راه ايستاده بودند ، به‌قدرى جمعيت بود كه حساب نداشت اما از وضعشان معلوم شد كه يهودى هستند ، معلوم بود كه از محلهء فرنگيها داخل محله يهود مىشويم ، زنهاى قد كوتاه ، مردهاى قد كوتاه ، ريش بلند ولى دخترهاى خوشگل خوب و پسرهاى خوشگل خيلى ميان آنها بود ، همينطور راندم آخر محله يهودىها ، رسيديم به گار راه‌آهن ، كوركو آنجا ايستاده بود ، باهم رفتيم توى راه‌آهن ، ترن خوبى بود ، نشستيم ، عزيز السلطان هم آمد پيش ما و رانديم ، همه‌جا اطراف راه سبزه و سه برگ و جنگل آبادى بود ، يكساعت و نيم كه رانديم رسيديم به قلعه اوايل شهر ، از روى يك پلى گذشتيم كه روى رودخانه ويستول بود نزديك اين قلعه هم از پل آهنى گذشتيم كه روى رودخانهء بوك‌ناريو است ، اين رودخانهء بوك‌ناريو در اينجا داخل رودخانه ويستول مىشود و اين قلعه را در اينجا كه اين دو آب قاطى مىشود ساخته‌اند ، قبل از اينكه به قلعه برسيم از دور سواد قلعه از توى راه‌آهن به نظر آمد كه ديديم ديوار بسيار بلندى كه سه چهار مرتبه عمارت ساخته‌اند كه محل صاحب‌منصب و سرباز است و انبار است و دو برج اينطرف و آنطرف قلعه ساخته‌اند ، خيلى قلعه مهيب نمايان باشكوهى به نظر مىآمد ، خلاصه به گار رسيديم و من و كوركو در كالسكه نشسته سايرين هم از عقب ما [ 134 ] سوار شده مىآمدند ، از يك دروازه بسيار عالى جنگى داخل شديم ، از دروازه‌هاى ديگر گذشتيم . عجب وضعى اين قلعه را ساخته‌اند ، عمارتى بطور ديوار ساخته‌اند ، سه چهار مرتبه كه تمام دريچه دارد به اينطرف و آنطرف قلعه در وقت صلح محل تفرج و فضاى سرباز و صاحب‌منصب است ، در وقت جنگ از همين دريچه‌ها تفنگ و توپ مىاندازند ، عمارتى هم كه نيكلا ساخته است در آخر اين عمارات واقع است كه هروقت امپراطورها هم مىآيند اينجا منزل مىكنند و مىخوابند ، خلاصه اين قلعه شهرى است ، سبز است ، درخت‌هاى كهن دارد ، تمام گل است ، خاك‌ريزها ، باستيان‌ها ، انبارها ، قراولخانه‌ها ، عمارت‌هاى متفرقه براى صاحب‌منصب‌هاى ساخلو اينجا از مرد و زن خيلى دارد ، بالاخره از دروازه‌ها و خندق‌ها گذشتيم تا رسيديم به پاى عمارت نيكلا ، آنجا پياده شده از پله‌ها رفتيم بالا ، اينجا يك عمارت حسابى و آپارتمان مفصلى است اما جزو بدن اين عمارت است كه با سنگ و محكم ساخته‌اند كه اگر توپ