تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
لج زير لج اولى مرتبه پائين نشستيم دوباره پرده بالا رفت ، باز قدرى بازى كردند و رقصيدند خيلى خوب پرده پائين افتاد ، از پله‌هاى چوبى كه پائين رفته بوديم آمديم بالا توى اطاق پنج نفر از رقاص‌هاى سن را آوردند بالا پيش ما كوركو هم بود ديركتر طياتر هم عجب رقاصهاى خوشگلى بودند ، بخصوص يكى از آنها كه اسمش مادموازل كراس بود به‌قدرى خوشگل و مقبول بود كه آدم نمىتوانست به روى او نگاه كند ، قدرى فرانسه صحبت كرديم و افسوس خورديم و رفتند ، باز آمديم لج بالاى اولى نشسته پرده سيم بالا رفت و رقصيدند و باله كردند و خيلى خوب بود و پرده سيم هم افتاد ، برخاسته با كوركو وداع كرده و با اميرال و مجد الدوله توى كالسكه نشسته آمديم منزل شهر را با چراغهاى گاز بسيار مشعشع روشن و چراغان كرده بودند ، فانوسهاى چراغها را طورى پاك كرده بودند كه مثل برليان مىدرخشيد ، خلاصه به منزل رسيده خوابيديم .

روز جمعه 30 شهر رمضان :

صبح از خواب برخاستم ، رخت پوشيدم ، احوالم الحمد للّه خوب است ، عزيز السلطان هم الحمد للّه خوب است ، امروز دو ساعت به ظهر مانده بايد برويم به قلعه نظامى ( نودگى ارگيسيفسكى ) كه طرف مغرب شهر ورشو در سى و سه ورسى شهر ورشو واقع است ، سر ساعت اميرال پاپف آمد كه وقت است بايد برويم ، آمديم بيرون يك درشكه [ 133 ] كوچكى براى [ ما ] حاضر كرده بودند كه جاى من تنها بود ، چون بايد از پارك ساكس عبور كرده گردش كنيم و خيابان‌ها قشنگ است ، درشكه كوچك آورده بودند ، سوار شديم ، اميرال ، مجد الدوله ، امين خلوت ، ابو الحسن خان ، ميرزا محمد خان ، اديب الملك ، مهديخان ، عزيز السلطان ، باشى ، شاپور ، آقا دائى ، امين همايون ، احمد خان همراه ما سوار شدند ، امين السلطان مىگفت تب دارم و حالم خوب نيست ، سوار نشد ، خلاصه رانديم رسيديم به پارك ساكس ، من و اميرال رفتيم توى باغ اما عزيز السلطان و سايرين چون كالسكه‌هاشان بزرگ بود توى باغ نيامدند ، ما يك گردش توى باغ كرديم ، اين باغى است درخت‌هاى زياد دارد ، حوض خوبى دارد ، از فواره مثل كلاه درويشان آب مىريخت توى حوض ، قشنگ بود . اين باغ خيلى سايه دارد . براى گردش بچه‌ها و زن‌ها و مردهاست كه روزها زنهاى پير مىآيند آنجا خياطى مىكنند ، مردها روزنامه مىخوانند ، بچه‌ها بازى مىكنند ، دايه‌ها بچه‌ها را مىبرند آنجا مىگردانند و شير مىدهند ، باغ گردش و راحت اين مردم است .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 172 | ناصر الدين شاه قاجار