با چهار خواهرزاده ديگرش را از شهر براى تشريفات ما فرستاده است . خلاصه رسيديم به منزل ، امين السلطنه غروب روى دست و پاى ما افتاد ، مرخص شد كه امشب برود وينه و از آنجا به مكه . غروب شام خورديم ، امشب هم در ساعت هشت از ظهر گذشته بايد برويم تماشاخانه ، اسم سرايدارباشى عمارت ويلانف اين است ( كارينوسكى ) ، در ساعت هشت با امپرال پاپف و مجد الدوله توى كالسكه نشسته رانديم براى تماشاخانه ، عزيز السلطان را هم از جلو فرستاديم رفت تياتر ، امين السلطان نبود ، با امين السلطنه ، امين همايون رفته بودند به گار راهآهن كه امين السلطنه را راه انداخته برود . از اين عمارت تا تماشاخانه يك ساعت راه و خيلى دور است ، مدتى طول كشيد تا رسيديم از اين عمارت الى تماشاخانه كالسكه و ترانواى « 136 » كه مرد و زن و دخترهاى مقبول نشسته بودند و گردش مىكردند ، توى كوچه هم پياده همينطور زن و دختر روى هم ايستاده بودند كه حساب نداشت ، طورى كالسكه و ترانواى « 136 » و جمعيت پياده بود كه عبور كالسكه مشكل بود و به زحمت [ 132 ] بايد حركت مىشد ، خلاصه رسيديم به تماشاخانه ، دالان تماشاخانه و راهپله يك بوى بدى مىداد ، معلوم نشد ، از چه بابت است ، كوركو آمد جلو ، ديركتر طياتر « 137 » هم جلو آمد ، با كوركو از پلههاى طياتر رفتيم بالا ، از طالارى گذشته داخل تماشاخانه شده در لج مرتبه دويم پهلوى سن نشستم ، كوركو ، اميرال هم پهلوى ما نشستند عزيز السلطان هم در لج پهلوى لج ما در مرتبه دويم نشسته بود ، اين تماشاخانه را از قديم در عهد بسكويج كه حاكم اينجا بوده است و در عهد نيكلا ساختهاند نه چندان بزرگ است و نه كوچك ، خوب تماشاخانهايست ، سن خوبى دارد و پردههاى خوب دارد ، زن خوشگل خوب امشب در تماشاخانه و لجها خيلى كم است ، اينهائى هم كه هستند سينههايشان بسته است . تماشاخانه كاله نيست خلاصه پرده بالا رفت ، رقاصهاى خوب آمدند رقصيدند ، خيلى رقاصهاى خوشگل خوب داشت ، خيلى خوب ساز زدند و رقص كردند ، باله بود ، بعد پرده افتاد آمديم توى اطاق ديگر بستنى خورديم ، « مركى سيچى - است من » كه نوشته بوديم اميراخور امپراطور است او هم آمد پيش ما نشست و چاى مىخورد ، معلوم شد كه اين مرد ميرشكار هم هست ، اميراخور افتخارى هم هست نه اميراخور حقيقى ، پدر اين هم در شورش امپراطور نيكلا فتنه مىكرده است ، حالا هم صاحب دولت است ، صحبت شكار رفتن پسفرداى ما و قرار رفتن را مىداد ، بعد آمديم
هامش
( 136 ) . ترامواى
( 137 ) . منظور تاتر است كه در متن اصلى به صورتهاى مختلف « تياتر » ، « طياتر » و « طياطر » نوشته شده است .