تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
امين السلطان و اميرال پاپف ، بعضى از پيشخدمتها مثل مهديخان ، ابو الحسن خان و غيره در ركاب بودند ، رفتيم خيلى كه رفتيم آخر شهر رسيديم به اكسپزسين ، عمارت دو مرتبه بود ، پياده شده داخل شديم ، مردى كه رئيس اين‌جا است آمد جلو [ 125 ] ، يك زن هم رئيس آنجاست ، آمد ، بنا كردند به حرف زدن و صحبت كردن ، مرتبه اول رفتيم زنها و دخترها همينطور فال‌فال نشسته بودند و جاهاى مخصوص داشتند ، انواع صنايع و حرف كه كار زن و با دست دوخته مىشود مثل سمندر « 126 » لعل كمر بز پارچه‌هاى پشمى خياطى ، پارچه‌هاى پست كه براى دهاتىها مخصوصا مىبافند و رخت مىدوزند و مىفروشند ، پارچه‌هاى مفتول براى كشيشها و كليساها در روى كارگاهها و غيره و غيره مشغول بودند ، به‌علاوه صنايع ديگر مثل منبت‌كارى چوب و نقاشى روى حلبى و غيره و غيره كار مىكردند ، خيلى مرتب و منظم و پاكيزه بودند و تماشا داشت ، مرتبه بالا هم رفتيم ، همينطور ، ولى صنايع عمده و اكسپزسين صحيح ، خلقت خوشگلى و مقبولى آنها بود كه در حقيقت اكس‌پزه‌سين خوشگل‌ها بود ، الحق چند نفر خوشگل داشت كه خيلى نقل داشتند ، افسوس كه دست به آنها نمىرسيد . خلاصه همه‌جا را گردش كرديم ، دخترها دور ما را گرفته بودند مىخنديدند ، حرف مىزدند ، صحبت مىكردند اما اطاق درهايش بسته جمعيت هم زياد به‌قدرى گرم بود كه آدم غش مىكرد ، رفتيم يك جاى كوچكى كه بالخانى بود و به رودخانه شهر نگاه مىكرد جاى خوبى بود ، قدرى نسيم خورده حال آمديم و باز گردش كرده آمديم پائين و سوار شده آمديم منزل ، عزيز السلطان صبح رفته بود بازار دورى زده مراجعت كرده بود بعد از نهار هم دوباره رفته بود ، حالا كه آمديم مراجعت كرده بود ، سى امپريال داده بودم بعضى اسباب ورشو خريده بود . قدرى منزل راحت كرده بعد سوار كالسكه شده ، زين‌دارباشى پيش ما نشست ، آقا ميرزا محمد خان هم از حمام مراجعت كرده بود ، در كالسكه ديگر نشسته بود ، عزيز السلطان هم عقب ما سوار شد . رفتيم براى عمارت لازنسكى و پارك آن‌كه گردش بكنيم . داخل پارك شديم ، باز قزاق و سالدات دور ما را گرفتند و رسمى شد ، نشد درست گردش كنيم . آمديم درب عمارت لازنسكى پياده شديم رفتيم توى عمارت ، اين عمارت را آندفعه كه ديده بودم فراموشم شده بود نمىدانستم همچه عمارتى است ، الحق بسيار عمارت مقبول مجلل خوبى است ، خيلى نقل دارد ، اينطور عمارت كم است ، اين عمارت را ( آستانيلا
هامش
( 126 ) . ( ؟ )
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 162 | ناصر الدين شاه قاجار